تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١١٢ - يافته شدن گوهر و حلالى خواستن حاجيان و كنيزان شاه زاده از نصوح
((٢٣٠٩)) همچو سرو وسوسنم آزاد كرد همچو بخت ودولتم دلشاد كرد
((٢٣١٠)) نام من در نامهء پاكان نوشت دوزخى بودم ببخشيدم بهشت عفو كرد آن جملگى جرم وگناه شد سفيد آن نامه وروى سياه
((٢٣١١)) آه كردم چون رسن شد آه من گشت آويزان رسن در چاه من
((٢٣١٢)) آن رسن بگرفتم وبيرن شدم شاد وزفت وفربه وگلگلون شدم
((٢٣١٣)) در بن چاهى همى بودم اسير روز وشب اندر فغان ودر نفير از هوس در تنگنا بودم زبون در همه عالم نمى گنجم كنون
((٢٣١٤)) آفرينها بر تو بادا اى خدا ناگهان كردى مرا از غم جدا
((٢٣١٥)) گر سر هر موى من يابد زبان شكرهاى تو نيايد در بيان
((٢٣١٦)) مى زنم نعره در اين روضه وعيون خلق را يا ليت قومى يعلمون
« يا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا اِجْتَنِبُوا كَثِيراً مِنَ اَلظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ اَلظَّنِّ إِثْمٌ ولا تَجَسَّسُوا ولا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيه مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوه واِتَّقُوا الله إِنَّ الله تَوَّابٌ رَحِيمٌ ٤٩ : ١٢ . » (١) ( اى كسانى كه ايمان آوردهايد از بسيارى از گمانها اجتناب كنيد ، زيرا بعضى از گمانها گناه است واز نهانىهاى مردم تفتيش وتجسس نكنيد وبعضى از شما غيبت بعضى ديگر را نكند ، آيا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مردهء خود را بخورد ؟ شما از خوردن گوشت برادر مرده اكراه داريد ، به خدا تقوا بورزيد خداوند قبول كنندهء توبه ومهربان است ) .
« قِيلَ اُدْخُلِ اَلْجَنَّةَ قالَ يا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ . بِما غَفَرَ لِي رَبِّي وجَعَلَنِي مِنَ اَلْمُكْرَمِينَ ٣٦ : ٢٦ - ٢٧ . » (٢) ( گفته شد : به بهشت داخل شو . گفت اى كاش قوم من مى دانستند كه چرا خداى من مرا بخشيد واز اكرام شدگان قرارم داد . )
(١) سوره الحجرات ، آيهء ١٢ . .
(٢) سوره يس ، آيهء ٢٦ و ٢٧ . .