تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٢٧ - شرح آيات
[٢] خورشيد را جمالى گويا و شكوهى پربانگ است، اما زيبايى ماه خاموش و شكوه آن ملايم است، و به همين جهت شاعران آن را براى شب زندهداريها و عشاق براى نجوا و اهل طاعت براى تسبيحهاى خود برگزيدهاند. اين فيض جوشان برخاسته از نور ملايم چيست؟ در فضا به شناورى مشغول است و زيبايى طبيعت از آن مايه مىگيرد، و راهپيماى شب را راهنمايى مىكند.
«وَ الْقَمَرِ إِذا تَلاها- و سوگند به ماه كه در پى آن مىآيد.» و آن كس كه حسّ بيدار داشته باشد، تسبيحات خورشيد و ماه و نور آنها را مىشنود و با آنها به پروردگار غالب و تواناى خود راهنمايى مىشود.
[٣] قسم به روشنى خورشيد و نور ماه. قسم به روزى كه زمين را با روشنى و گرمى و حياتبخشى خود فرا گرفته است.
«وَ النَّهارِ إِذا جَلَّاها- و به روز كه آن را آشكار مىسازد.»/ ١٣٤ چنان مىنمايد كه ضمير به زمين باز مىگردد، هر چند از آن ذكرى به ميان نيامده باشد، همچون گفته خداى متعال درباره خورشيد: «حتى تورات بالحجاب» كه در آيه سخن از خورشيد نرفته است.
و به گفتهاى: معنى آن «جلّى الظلمة» است، يعنى تاريكى را از ميان برد، هر چند ذكرى از تاريكى نشده باشد، و اين شبيه است به آن كه مىگوييم «سرد شد» و مقصودمان سرد شدن خوراك يا شب است. و هر چه باشد، تدبر و انديشيدن در روز و روشنى و جمال آن بر بصيرت و راهيابى انسان مىافزايد.
[٤] پس از روزى دراز كه با تلاش سپرى شده، تاريكى شب و آرامش آن زمين را مىپوشاند، و مردمان و جانوران و گياهان بر آن به استراحت مىپردازند، و هر كس كه درباره روز و روشنى و نشاط و حركت آن بينديشد، بر او فهم اين كه چگونه زمين پس از ساعتهاى شب و تاريكى و سكون و سكوت پوشيده مىشود، دشوار خواهد شد. بگذار كه انديشهات ميان اينها به مقارنه بپردازد و به سير در آفاق معرفت بپردازد.
«وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشاها- و سوگند به شب چون آن را فرو پوشاند.»