تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٦٨ - شرح آيات
در حديثى به جا مانده از امام باقر- عليه السلام- آمده است كه معنى نحر آمادگى در قيام است و گفت: «نحر اعتدال در ايستادن است به اين كه چنان بايستد كه گردن و پشت او راست بايستد». [٩] گروهى از مفسران گفتهاند: «انحر» به معنى قربانى را آغاز كن، و قربانى جز در حال اعتدال آغاز نمىشود، و گفتهاند كه تناحر به معنى تقابل از آن گرفته شده است، ولى چنان مىنمايد كه معنى اول با قرآن بيشتر هماهنگ است
از آن روى كه از صلاة جز مقرون با زكات يا انفاق ياد نمىشود.
[٣] از اعجاز قرآن اين است كه روزى خدا فرستاده خود را به كوثر بشارت داده است كه گروههاى قريش او را در محاصره قرار داده بودند و ياران او را عذاب مىدادند، و نزديك بود بر او دست يابند، و اكنون دين اسلام در زمين آشكار شده،/ ٣٩٦ و رسول اللَّه به صورت بزرگترين شخصيت در همه زمانها و مكانها در آمده است، در صورتى كه نسل بدگويان او بريده شده و افسانهاى بيش از آنان نمانده، چنان كه پروردگار ما سبحانه و تعالى گفته است
«إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ- بد گوى تو دمبريده و بىعقب و جانشين است.» ياد او جز در لعنت و بيزارى از او بريده و فراموش شده است.
خواه اين بد گو عاص بن وائل بوده باشد يا ابو جهل يا عقبة بن ابى معيط يا كسانى ديگر، و خواه مناسبت سخن گفتن ايشان درباره رسول اللَّه موت قاسم ابن رسول اللَّه در مكه بوده باشد يا پسر ديگرش ابراهيم در مدينه، تفاوتى پيدا نمىشود، چه اين خط جاهلى بريده شده و خط پيامبر در گذشت زمانها پيوسته نور افشانى كرده است، و «شانئ» دشمن حسود و كينه توز است، و «ابتر» از «بتر» به معنى بريدن است و اعراب كسى را كه پسرى نداشته باشد ابتر مىناميدند، و گفتهاند كه: پيامبر به اين صفت متهم شده بود، بدان سبب كه آنان را ترك كرد و از ايشان بريد و به مخالفت با آنان برخاست، ولى آنان كسانى بودند كه بريده و بيگانه شدند.
[٩] - نور الثقلين/ ج ٥، ص ٦٨٤.