تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢١٢ - شرح آيات
هماهنگ است با آن گفته خداوند متعال كه أَ رَأَيْتَ الَّذِي يَنْهى عَبْداً إِذا صَلَّى كه اين از اوصاف علماى بد و نيمه روشنفكرانى است كه متصدى امور دينى هستند و امر و نهيى كه مىكنند برخاسته از هواى نفسانى ايشان است، و حديث به جا مانده از امام على- عليه السلام- اشاره به همين تأويل است كه، روز عيدى مردمانى را مشغول نماز ديد و گفت: «اى مردم! ما پيامبر خدا در چنين روزى ديديم كه هيچ كس پيش از عيد نماز نمىخواند يا پيامبر گفت»، پس مردى گفت: اى امير المؤمنين! آيا نهى نمىكنى كه پيش از بيرون آمدن امام نماز بگزارند؟ پس گفت
«نمىخواهم بندهاى را كه نماز مىخواند نهى كنم، ولى با مردمان از چيزى سخن مىگويم كه از پيامبر گواه آن يا گفته او بودهام». [٩] بنا بر اين بر علماى دين شايسته نيست كه در كار دين افراط كنند، و در امرى كه ارتباطى به بدعتهاى آشكار در ميان امت ندارد، كسى را، نادانسته، از عمل صالح بازدارند، و اين كارى است كه بعضى از متصديان امور دينى امروز مرتكب آن مىشوند، و از اعتمادى كه مردمان به ايشان دارند بهرهبردارى نادرست مىكنند، و مردمان را از آن باز مىدارند كه در مؤسسات خيريهاى كه زير نفوذ ايشان نيست شركت كنند، يا با خط سيرى كه صاحبان اين گونه مؤسسات دارند به مخالفت بر مىخيزند.
دوم: اين كه گمان كند كه با آنچه خدا به او بخشيده بىنياز شده است، و چنان پندارد كه مال همه چيز/ ٢٢٥ در زندگى او است، و بدين جهت هيچ توجه و اعتنايى به كمبودها و نقاط ضعف خود در ناحيه دينى يا علمى يا اخلاقى يا اجتماعى نداشته باشد، و چنان خود را در گوشه مال جمع كند كه همه پيوندهاى خويش را يا اهل خانه و خويشاوندان به تباهى بكشد، و با آنان با روح استكبارى برخورد كند.
چرا؟ بدان جهت كه مالك مقدارى مال است. هرگز چنين چيزى درست نيست ... مال و ثروت يكى از فرصتهاى زندگى است، پس چرا بايد به خاطر آن
[٩] - نور الثقلين/ ج ٥، ص ٦١٠.