تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٧ - شرح آيات
يادآورى و پند دادن فرمان داد، كه با اين تذكر و پند دادن و بيدار كردن ضمير انسان خود حقيقت را مىبيند و به هيچ وسيله و واسطهاى نياز پيدا نمىكند.
«فَذَكِّرْ- پس يادآورى كن و پند ده.» ولى آيا تذكره براى همه مردم، چه بخواهند و چه نخواهند، سودمند است؟
هرگز ... براى كسى كه بيم نداشته باشد سودمند نيست، چه كار آن برانگيختن عقل از درون انسان است، و شرط سودمند شدن آن آمادگى انسانى است كه در تحت تأثير آن قرار گرفته، اما قلب جامد و منكر و سنگ شده، سختتر از تخته سنگهاى ناشنوا است، و به همين سبب پروردگار ما گفت
«إِنْ نَفَعَتِ الذِّكْرى- به شرط آن كه يادآورى سودمند افتد.» يعنى يادآورى تو هنگامى سودمند خواهد شد كه شرايط وضع شده براى آن موجود باشد، و گرنه سودمند واقع نمىشود، و اين نه براى نقصى در آن است بلكه براى مانعى از جانب خود ايشان است، و اين بدان معنى نيست كه اگر پند دادن سودمند نيفتاد از آن باز ايستد، چه، نافع بودن يا نبودن جز پس از آن مفهوم نمىشود، و اين بدان مىماند كه بگوييم: اگر خورشيد را ببينم طلوع كرده است، و چون نيك بينديشى اين را به وضوح درخواهى يافت.
مفسران در معنى آيه اختلاف كردهاند، جرجانى گفت: پند دادن و يادآورى كردن واجب است هر چند سودمند نيفتد، و معنى آيه اين مىشود كه: پند بده اگر پند سودمند افتد و اگر چنين نباشد حذف مىشود، چنان كه گفت
سَرابِيلَ تَقِيكُمُ الْحَرَّ ...؛ و ابن عبّاس گفت: براى دوستان من سودمند است و براى دشمنانم چنين نيست، و ديگرى گفت «إن» در اين جا به معنى «إذ- در صورتى كه» است همچون اين كلام خدا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ.
درستتر چنين است: كلمه إن در اين جا ظاهرا از ادات شرط است ولى مقصود از آن در اين مورد ظاهر آن نيست، به همان گونه كه ادات استفهام قيدى ندارد ولى مقصود از آن تقرير يا انكار يا شبيه اينها است، و چون يادآورى و پند بر