تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٧٦ - شرح آيات
سعيد بن جبير از ابن عباس روايت مىكند كه گفت: هنگامى در الحجر نشسته بودم، مردى نزد من آمد و از «العاديات ضبحا» پرسش كرد، و من به او گفتم كه: مقصود سواران مجاهد در راه خدا است، كه چون شب فرا مىرسد، طعام خود را بر روى آتش مىنهند، پس از من دور شد و به سوى على بن ابى طالب- عليه السلام- رفت- و او در زير سقف سقاخانه زمزم نشسته بود- و چون درباره «العاديات ضبحا» از او پرسيد، گفت: «آيا پيش از من از كسى ديگر در اين باره پرسش كردهاى؟»، گفت: آرى، از ابن عباس پرسيدم و گفت مقصود سواران مجاهد در راه خدا است، گفت: «پس برو و او را به من واگذار» و چون به او رسيد گفت: «چرا درباره چيزى كه از آن آگاهى ندارى فتوى مىدهى؟ سوگند به خدا كه نخستين غزوه در اسلام بدر بود كه با ما بيش از دو اسب نبود: اسبى از زبير و اسبى از مقداد بن الاسود، پس چگونه ممكن است كه مقصود از العاديات خيل و گروه اسبان باشد؟ بلكه مقصود از العاديات ضبحا شترانى است كه از عرفه به مزدلفه و از مزدلفه به منى مىروند» پس ابن عباس گفت: از گفته خود بازگشتم و به آنچه على گفته بود باور كردم. [١] مؤيد جمع ميان دو تأويل مطلبى است كه در شأن نزول آيه آمده: مربوط به «نبردى كه/ ٢٩٢ رهبرى آن با امام على- عليه السلام- بود، و جبرييل- عليه السلام- پيامبر را- صلى اللَّه عليه و آله- از آن آگاه كرد كه مردم وادى اليابس به شماره دوازده هزار نفر اجتماع كرده و با هم عهد بستهاند كه يكديگر را ترك نكنند تا آن كه محمد و على را بكشند، پس رسول اللَّه سريّهاى را به رهبرى ابو بكر مركب از چهار هزار مرد بر سر ايشان فرستاد، و چون قدرت و دورى سرزمينهاشان را ديد، از نبرد كردن با ايشان خوددارى كرد، و سپس رسول اللَّه عمر را به اين مهم گماشت، و او نيز به همين سبب بدون اين كه اقدامى كند بازگشت، و چون على را به اين
[١] - نور الثقلين/ ج ٥، ص ٦٥٦، و روايات مشابهى در ديگر تفسيرها نيز آمده است. رجوع كنيد به تفسير القرطبى، ج ٢٠، ص ١٥٥.