تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١١٦ - شرح آيات
است.
[٧] سپس چنان گمان مىكند كه او را همچون چارپاى چرنده به حال خود رها كردهاند و هيچ كس مراقب او نيست. هرگز چنين نيست و خدا مراقب او و از رگ گردن به او نزديكتر است.
«أَ يَحْسَبُ أَنْ لَمْ يَرَهُ أَحَدٌ- آيا چنان گمان مىكند كه هيچ كس او را نديده است؟» [٨] كسانى كه از مسئوليتهاى خود مىگريزند، زندگى خود را از محتوا و مغز و هدف آن تهى مىكنند. پس براى چه او را انسان آفريده و احساسات گوناگون به او بخشيده شده است؟ چشمى كه با آن مىبيند و حق و باطل را مىشناسد، و زبانى كه با آن سخن مىگويد، و دو لب كه اگر بخواهد كلامى نادرست بگويد راه آن كلام را بر زبان مىبندد.
«أَ لَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَيْنَيْنِ- مگر دو چشم براى او نيافريديم؟» براى ديدن و بصيرت با هم.
[٩] و خدا براى انسان زبانى آفريد كه با نطق آن از ديگر موجودات زنده تمايز پيدا كرد.
«وَ لِساناً وَ شَفَتَيْنِ- و زبانى و دو لب،» [١٠] بزرگترين نعمت اين كه به او آزادى بخشيد و به باز شناختن راه حق از راه باطل راهنماييش كرد.
«وَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ- و هر دو راه را به او نموديم.»/ ١٢١ معنى نجد زمين بلند است، و از پيامبر- صلى اللَّه عليه و آله- روايت شده است كه گفت: «اى مردم! آنها دو نجد است: نجد خير و نجد شر»، [٥] و شايد ناميدن دو راه به دو نجد به سبب اين است كه آنها راههاى روشن و آشكار و متمايز از يكديگر است، و هر يك نشانههاى خود را دارد و روندگان در خود را.
[٥] - تفسير نور الثقلين/ ج ٥، ص ٥٨١.