تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٦٤ - شرح آيات
در بعضى از روايات آمده است كه: آنان در گوشهاى از جهنم درى را به طرف بهشت مىيابند و براى نزديك شدن به آن تلاش مىكنند و چون به آن نزديك مىشوند آن در بر روى آنان بسته مىشود.
/ ٦٤ كار كردن و رنج ديدن آنان به هر صورتى كه بوده، اگر يك دهم از آن را در دنيا به كار درست و رنج ديدن از آن مصرف مىكردند، براى ايشان كفايت مىكرد و بهشت و نعيم آن بهره ايشان مىشد.
[٤] پايان كار اين گروه زيانكار چگونه است؟ آتش سوزنده است كه مستقيما گرمى آن را بدون مانعى مىچشند، مگر در دنيا به فسق و فجور نپرداختند و به هيچ وجه در آن به انديشه آتش دوزخ و پرهيز كردن از آن نيفتادند.
«تَصْلى ناراً حامِيَةً- به آتش سوزنده مىرسند و آن را مىچشند.» صلى بالنار يعنى ملازم آتش و به آن سوخته شد، و حامية يعنى بسيار گرم.
شايد از آن سبب همه اين صفات ذكر شده است تا ديگر آتش تأويل را بر نتابد، و بعضى بگويند كه آتش نمىسوزاند! يا ميان آن و آدمى حجابى است! هرگز ... گريز از آن و سوزندگى آن هرگز به هيچ وجه ميسر نخواهد بود.
[٥] شدت گرما و پيوستگى سوخته شدن به آتش، اهل دوزخ را گرفتار تشنگى جانكاه مىكند و خواستار آن مىشوند و مدت هزار سال آن را به ايشان نمىدهند و پس از آن به چشمه آبى جوشان هدايت مىشوند.
«تُسْقى مِنْ عَيْنٍ آنِيَةٍ- از چشمههاى بسيار داغ به ايشان مىنوشانند.» آبى كه به منتهاى درجه گرمى رسيده است، و گفتهاند: آبى است كه دوزخ از آغاز آفريده شدن خود آن را گرم كرده است براى نوشيدن آب به اين چشمه راهنماييشان مىكنند كه نوشابه و جاى نوشيدنى بسيار بد است.
[٦] و چون خواستار خوراك شوند، چيزى به آنان داده مىشود كه تلختر از صبر است و ضريع نام دارد.
«لَيْسَ لَهُمْ طَعامٌ إِلَّا مِنْ ضَرِيعٍ- خوراكى جز ضريع ندارد.» خوراكى است كه خورنده آن از شدت زبرى و تلخى و گندناكى به تضرّع