تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٧٣ - شرح آيات
چيست؟ گفت: در خلوت به معاويه گفتم: اى امير مؤمنان، به آرزوى خود رسيدى! كاش دادگرى كنى و به كارهاى خير بپردازى، كه تو اكنون بزرگى و اگر به برادرانت از بنى هاشم نظر كنى و به صله رحم با آنان بپردازى بسيار خوب است، و سوگند به خدا كه اكنون چيزى با ايشان نيست كه تو از آن بيمناك باشى.
پس معاويه خشمگين شد و گفت:/ ١٨١ «هيهات، هيهات! برادرى از طايفه تيم فرمانروا شد، و كرد آنچه كرد، و به خدا سوگند كه از ياد او جز آن چيزى بر جاى نماند كه گويندهاى بگويد: ابو بكر، سپس برادرى از عدىّ فرمانروا شد و مدت ده سال تلاش و كوشش كرد، و سوگند به خدا كه از ياد او جز آن چيزى بر جاى نماند كه گويندهاى بگويد: عمر، و سپس برادرمان عثمان فرمانروا شد، و او فرمانروايى بود كه هيچ كس در نسب همچون او نبود، پس كرد آنچه كرد، و به خدا سوگند كه ياد او نابود شد. و اما از برادر طايفه هاشم در هر روز پنج بار به صورت: اشهد ان محمدا رسول اللَّه ياد مىشود، پس چه عملى پس از اين بر جاى خواهد ماند ...». [٢٨]
[٢٨] - شرح نهج البلاغه از ابن ابى الحديد معتزلى، ج ٢ ص ٢٩٧.