تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤١ - شرح آيات
از بازماندههاى گياه و نظاير آن جمع مىشود، و سبزيها و علفهاى خشك شده را نيز به همين نام مىنامند. و أحوى به معنى سياه است، و چون گياه متراكم شود و سبزى آن شدت پيدا كند به نظر سياه مىنمايد، و به همين جهت است كه سرزمين عراق را ارض السّواد ناميدهاند.
آيا چه قدرتى است كه زمين را به هر گونه كه بخواهد زير و زبر مىكند، زمانى گياه آن را از دل خاك بيرون مىآورد، و زمانى ديگر آن را خشك و بىآب و علف مىسازد كه بر آن خس و خاشاكهاى سياه متراكم شده است؟
به همان گونه كه دوره گياهى سريع است، دوران زندگى در نزد انسان نيز به سرعت مىگذرد، و ناگهان سرسبزى زندگى به سياهى مرگ تبديل پيدا مىكند، و بدين سبب است كه براى صاحبان خرد و بصيرت، دومى از اولى بهتر و نيكوتر است.
[٦] رسالتهاى الاهى جدا از جريان كلى كاينات نيست. او خدايى است كه آفريدگان به پاكى و بزرگى او گواهاند، و به سوى ما فرستادهاى مىفرستد و كتاب هدايت را به توسط او به ما مىرساند، پس: اى/ ٤١ آسمان خاشع باش، و اى زمين شاد باش، و اى انسان، خود را براى دريافت رسالت خدا به سوى خودت و تسليم شدن به رسول بزرگوار آماده ساز.
«سَنُقْرِئُكَ فَلا تَنْسى- تو را خوانا خواهيم كرد، پس فراموش مكن.» آيا خبر حراء كه در آن جا روح يعنى جبرييل بر محمد راستگوى امين فرود آمد و به او گفت بخوان ... و آيات پياپى را بدين گونه بر او فرو خواند اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ* خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ ... به تو نرسيده است؟ بدين گونه خدا پيامبرش را به قراءت و خواندنى روشن و آشكار خوانا ساخت، پس در سينه او وسوسههايى، و در قلب او افكارى وجود نداشت، و آيهها به صورت حقايق مجردى نبود كه بعضى از آنها را بشناسد و از بيشتر آنها بىخبر باشد، هرگز ... اينها كلمات آشكارى بود كه به گوش پيامبر رسيد، و آشكارا آنها را بر زبان راند، و اين است معنى اقرأ و خوانا شدن او به وسيله خدا، جمله به جمله، و كلمه به كلمه، و حرف به