تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٩٤ - شرح آيات
مقياس كرامت الاهى باشد و به ارزشى مقدس تبديل شود، و فقر معيارى براى خوارى در نزد خدا باشد و همچون وسيلهاى براى خوار و حقير شدن انسان به كار رود؟
[١٧] چگونه آدمى از جاذبهها و گرانبارى ماده خلاصى مىيابد؟ با دستگيرى از درماندگان و انفاق به آنان و غارت نكردن اموال محرومان و مستمندان.
اينان كسانى هستند كه براى ماده ارزش قائل شده و از فطرت سليم منحرف شدهاند. از اين روست كه يتيمان را كه ترحم و دلسوزى هر انسان سالمى را، با هر دينى و در هر سطحى باشند، بر مىانگيزند گرامى نمىدارند.
«كَلَّا- هرگز، اين درست نيست.»/ ٩٧ چنان كه گمان مىكنيد نيست كه ثروت دليل كرامت شخص در نزد خدا و فقر دليل خوارى او باشد، اين هر دو وسيله آزمايش و فتنه است.
«بَلْ لا تُكْرِمُونَ الْيَتِيمَ- بلكه (خوارى در آن است كه) يتيم را گرامى نمىداريد.» اين عاقبت اجتماع مادى فرو رفته در لجنزار ماده و پرستش ثروت و گرامى داشت ثروتمند به خاطر ثروت او است ... پس آيا اين عاقبت با عاطفه انسانى سازگار است، و آيا آن را و جدان بشرى مىپذيرد؟ هرگز! ... فرزندان آدم، بنا بر فطرت تمايل به مهربانى نسبت به ضعيف دارند، بالخاصه طفل كوچكى كه آكنده از پاكى و پاكيزگى است، و اگر طفل يتيم نيروى ذاتى براى دور كردن خطرها و آزمنديها از خود نداشته باشد، و نگاهبانى از او شرها را دفع نكند، چه اندازه قساوت قلب لازم است تا كسى او را خوار كند و در معرض ستم قرارش دهد؟
هر صاحب وجدانى به اين حكم مىكند كه اجتماع ستمگر نسبت به يتيم اجتماع فاسد و مسخ شده است، و ارزشهاى آن باطل و نظام آن فاسد است.
اين مقياسى سالم و فطرى است كه قرآن آن را براى شناخت حقيقت در اختيار ما قرار مىدهد، چه ما را به توجه به عاقبت براى شناختن صلاح يا فساد آن