تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٥٨ - زمينه كلى سوره
پيامبر افزايش يافت، و ترس جانهاى مؤمنان را فرا گرفت، و اراجيف مشركان انتشار پيدا كرد، صداى زنگدار وحى بار ديگر در كوههاى مكه شنيده شد، و در راه خود به قلبهاى تشنه براى رسيدن به نور و حرارت و مهربانى پيش رفت و با احترام مورد قبول قرار گرفت و با ژرفى بر جانها نشست.
بدين گونه رحمت خدا اوضاع و احوال را از پيش آماده مىسازد تا تأثير بيشتر و نفوذ فراوانتر داشته باشد، آيا نديدهاى كه چون بر سر يتيم دست مرحمت و مهربانى كشيده شود، چگونه نسبت به يتيمان و ناكامان مهربان مىشود، يا چون گمراهى به راه دست پيدا مىكند، چگونه قلبش هدايت را چنان من مكد كه دانه خاك شبنم را در صبحگاهان به خود مىكشد؟! مؤمن بدين گونه به قدر خرسند مىشود، اگر تاريكى شب نمىبود ارزش روشنى روز بر قلب شناخته نمىشد، و اگر تشنگى نمىبود جگر از شربت گواراى آب لذتى نمىبرد، و اگر چالشها نمىبود تطور صورت نمىپذيرفت، و اگر بدبختيها نمىبود، قيام قدرتها بى معنى بود.
چنان مىنمايد كه محور سوره الضحى، همچون سوره أ لم نشرح، همين بصيرت است كه/ ١٦٥ با سوگند خوردن به ضحى، و الّيل اذا سجى براى آن آماده شده، و سپس با بيان اين كه تأخير وحى نه براى وداع بلكه براى حكمت بالغه استوار شدن آن در جانها بوده است، و سپس رسول- صلى اللَّه عليه و آله- از اين امر يادآورى مىكند كه چگونه خداوند متعال، پس از سختيها، با ارزانى داشتن الوان نعمتها بر او منت نهاد، و بنا بر اين بر او است كه در خوشبخت كردن مردم و هدايت ايشان با همه توان و قوتى كه خدا به او بخشيده است كوشا باشد.