تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٢١ - شرح آيات
ارتباط خويشاوندى وجود ندارد كه مانع كيفر ديدن آن فرد از اين جرايم باشد.
«وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ- واى بر هر سخن چين عيب جو و بد گو.» گفتهاند: معنى ويل خزى و عار است، و نيز گفتهاند كه آن محلى در دوزخ است، و ميان اين دو معنى تناقضى وجود ندارد. و گفتهاند كه اصل همز دفع كردن و شكستن است، مثلا شكستن گردو./ ٣٤٥ و به يك عرب بيابانى گفته شد: آيا به كلمه فارة (موش) همزه مىدهيد و آن را فأرة مىخوانيد؟ در جواب گفت: «تهمزها الهرّة» يعنى گربه آن را خرد مىكند و مىخورد، و به همين سبب شاعر گفته است
و من همزنا رأسه تهشما، كه همز در اين جا به معنى رو به رو طعنه زدن است. و بعضى گفتهاند كه همز غيبت كردن با كلام است و لمز غيبت كردن با اشاره، و آن دو روى هم رفته گونهاى سخن گفتن از شخص در غياب او است.
اما لمز را بعضى غيبت كردن و عيب مردمان را بر شمردن و نمّامى و سخن چينى كردن معنى كردهاند.
چنان مىنمايد كه همز شديدتر از لمز است، چه اولى رو به روى شخص صورت مىگيرد و دومى در غياب او، و اگر همز با سخن است لمز با اشاره است، و اگر هدف همز استكبار در زمين است، لمز سبب باقى ماندن فساد در زمين است.
اولى نشانه از تكبّر و تجبّر دارد، و دومى از مكر و حيله و بريدن ارتباط رحم و برانگيختن فتنه.
در حديثى به جا مانده از پيامبر- صلى اللَّه عليه و آله- آمده است كه
«بدترين بندگان خدا آن كساناند كه در زمين نمّامى مىكنند، و ميان دوستان به ايجاد فساد مىپردازند، و براى كسانى كه عيبى ندارند عيب مىتراشند». [١] [٢] اين همّازان و لمّازان كمبودى در جانهاى خود احساس مىكنند، چنان كه در/ ٣٤٦ حديث به جا مانده از پيامبر- صلى اللَّه عليه و آله و سلم- آمده است
«خوارترين مردم كسى است كه مردمان را خوار كند». [٢]
[١] - القرطبى، ج ٢٠، ص ١٨١.
[٢] - تفسير نمونه به نقل از بحار، ج ٧ ص ١٤٢.