تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٣١ - شرح آيات
خود را از گرفتاريهاى زمان حاضر برهانند و به غار تاريخ باز گردند و با دقت به مطالعه آن بپردازند و از سرگذشتهاى آن عبرت بگيرند، و داستان فيلى كه در دره مغمّس نزديك مكه بر زمين نشست و قريش را به هراس انداخت و آنان را به كوهها گريزان كرد، هنوز در ياد اهل مكه بود، و حتى گفته شده است كه بعضى از كسان كه از همراهان حمله شوم ابرهه بودند، هنوز زنده ديده مىشدند، ولى مردم قريش كه خدا آنان را از شر اين حادثه رهانيد، كفران نعمتهاى خدا كردند، و منكر آيات او شدند، و وحى الاهى بدين گونه حوادث را به ياد ايشان آورد
«أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحابِ الْفِيلِ- آيا نديدى كه پروردگارت با همراهان فيل چه كرد؟» گاه يك حادثه تاريخى به درجهاى آشكار است كه گويى به چشم ديده مىشود، و نيازى به آن ندارد كه چشمان خويش را براى ديدن متوجه به آن كنيم، و لذا چنان مىنمايد كه ديدن و رؤيت در اين جا به معنى علم داشتن و دانستن/ ٣٥٧ و به آثار آن نگريستن و شنيدن اخبار آن به صورتى است كه بدان شبيه است كه شخص در حال نظر كردن و ديدن آن است.
بزرگى خدا در دفع بزرگترين حملهاى تجلّى پيدا كرد كه دشمنان مكه عليه آن تهيه ديده بودند، و بر اثر عملى خارج از رسوم متعارفه كه دشمنان با پرندگانى با توصيف ابابيل هلاك شدند، به سود مردم مكه به پايان رسيد.
[٢] وسائل را فراهم آوردند، و با بهترين تجهيزات سپاهى دوازده هزار نفرى- به روايت تاريخ- را به راه انداختند، و فيلى را براى ايجاد هراس در محيط جزيرة العرب در مقدمه سپاه به حركت درآوردند. اعراب چنان مىپنداشتند كه كسى قدرت مقابله با چنين نيرويى را ندارد، ولى خدا مكر ايشان را بىاثر ساخت و نقشهاى را كه طرح ريخته بودند نقش بر آب كرد و نتوانستند به آنچه در نظر گرفته بودند برسند.
«أَ لَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ فِي تَضْلِيلٍ- مگر دستان و مكر ايشان را تباه و باطل نساخت؟»