تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٨ - شرح آيات
شناخت سودمندى يا عدم سودمند واقع شدن آن سبقت دارد، پس شرط براى بيان فايده پند است نه اصل آن، و اين از سياق آينده آشكار مىشود.
/ ٤٧ [١٠] پند و به ياد آوردن براى همه است. موعظهاى براى مؤمن است و اتمام حجتى براى كافر، و دليل آن است كه مؤمن از آن پند مىگيرد، در صورتى كه شقى و غير مؤمن از آن اجتناب مىكند.
«سَيَذَّكَّرُ مَنْ يَخْشى- آن كس به زودى پند مىپذيرد كه بترسد.» ترس ميراث معرفت است، پس آن كس كه درباره آينده نينديشد و فهم خود را به كار نيندازد، آماده آن نمىشود، و به همين سبب به جستجوى آنچه براى آن سودمند است برنمىخيزد، و از آنچه به آن زيان مىرساند پرهيز نمىكند.
از همين رو ترس و خشيت كه فعل خود انسان است، شرطى براى سودمند بودن پند قرار داده شده، تا بدانيم كه ناكوشيده نبايد منتظر هدايت باشيم. آرى، اگر يك گام به سوى خدا پيش روى، پروردگار رحمت با فضل خود گامها به سوى تو خواهد آمد.
[١١] اما كافرى كه در شقاوت و سخت دلى به درجهاى رسيده كه درهاى معرفت بر روى او بسته شده، از تذكره و پند دورى مىجويد.
«وَ يَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى- و آن كه شقيتر است از آن اجتناب مىورزد.» پس از آن مىگريزد كه گويى به زيان او است، و در برابر آن مانعهايى قرار مىدهد تا به او نرسد، و در پيرامون صاحب تذكره تهمتهايى از خود مىسازد تا خود را قانع كند كه حق با او است، و او اشقى است از آن جهت كه اميدى به درمان شدن او نمىرود، و اگر شقاوت او از اين كمتر مىبود، از پند در بعضى از ساعتهاى زندگى بهرهمند مىشد.
[١٢] و چنين انسانى شايستگى چيزى جز آتش را ندارد، بدان سبب كه همه عناصر نيكى را در وجود خود از ميان برده است.
«الَّذِي يَصْلَى النَّارَ الْكُبْرى- كه به آتش بزرگتر درخواهد آمد.» و آن همچون آتشى نيست كه در دنيا آن را مىبينيم. سختتر و ماندنىتر