تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٨٥ - شرح آيات
و معنى آن- ظاهرا- آسايش از يك كار و تلاش كردن در كارى تازه، و كار نخستين آسانتر از دومى است، زيرا كه در آن تلاش كرده است، و از همين روى تعبير به صورت «فانصب» آمده است.
بدان سبب چنين است كه دل افروخته به شوق رضوان و خرسندى خدا، و عاشق به نزديك شدن به او، پيوستن/ ١٩٤ تن خود را به انجام دادن كارهاى خوب و صالح مشغول مىدارد، و به محض فارغ شدن از يك كار به كارى ديگر مىپردازد و درباره آن تلاش مىكند تا به آن تحقق بخشد، نفس او از آن در رنج است، بدان سبب كه هدفهاى بزرگ دارد، و احساس زمان و سرعت دور شدن آن از خودش، و مرگ و سرعت گام برداشتنهاى آن به سوى او، و اجلى كه يك ساعت رسيدن آن پس و پيش نمىشود، و گور كه انتظار او را براى خوابى طولانى مىكشد ... آرى، مىگويم كه: ژرفاى احساس او به همه اينها، خوابگاه او را آشفته مىسازد، و آسايش را از او سلب مىكند، و او را از لهو و لعب باز مىدارد، و به روزه گرفتن از لذات دنيا جز به اندازه نيازش وا مىدارد، و به كمترين درجات لذت خرسندش مىسازد.
اولياى صالح خدا چنين بودهاند و اكنون نيز چنيناند، پس خوشا بر احوال ايشان، و به همين سبب هنگام فرا رسيدن مرگ حسرت دورى از دوستان و از دست دادن لذتهاى دنيا را نمىخورند. هرگز ... بلكه از آن اندوهناك كند كه با مرگ لذت برخاستن به نماز شب و مناجات كردن با پروردگار بندگان را از كف مىدهند، و از اين كه لذت تشنگى حاصل از روزهدارى در برابر خواستهها را ديگر ندارند.
امام على- عليه السلام- در خطبه پرهيزگاران، آنان را بدين گونه توصيف كرده است: «و اگر نه اين است كه زندگىشان را مدتى است كه بايد گذراند، جانهاشان يك چشم به هم زدن در كالبد نمىماند، از شوق رسيدن به پاداش- (در آن جهان)- يا از بيم ماندن و گناه كردن- (در اين جهان)- آفريدگار در انديشه آنان بزرگ بود، پس هر چه جز اوست در ديدههاشان خرد نمود.
بهشت براى آنان چنان است كه گويى آن را ديدهاند و در آسايش آن به سر مىبرند، و دوزخ چنان كه آن را ديدهاند و در عذابش اندرند. دلهاشان اندوهگين است و