تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٩ - شرح آيات
گفتهاند: ترائب نواحى سينه است و يكى از آنها تريبة است، كه چون اين استخوانها (دندهها) به آرامى و نرمى حركت مىكنند و به خاك (تراب) مىمانند، بدين سبب به اين نام خوانده شدهاند. و اما صلب استخوان پشت و مغز آن است.
سؤال: معنى اين كه انسان ميان صلب و ترائب است چيست؟ بعضى به اين پرسش چنين پاسخ دادهاند
صلب آدمى ستون مهرهها، و ترائب استخوانهاى سينه او است، و شايد مقصود از آن ديواره زيرين سينه باشد. و گفتهاند: در هفتههاى ششم و هفتم زندگى، جنين در زهدان، چيزى در آن به وجود مىآيد كه به نام جسم و لف و مجراى آن خوانده مىشود و در هر يك از دو كنار ستون مهرهها جاى دارد، و از قسمتى از آن گردهها و دستگاه دفع پيشاب، و از بخشى ديگر بيضه يا خاگ (در مرد) و تخمدان (در زن) به وجود مىآيد، پس خاگ و تخمدان در آغاز پيدايش خود در مجاورت گردهها، در ميان صلب و ترايب، يا ميان وسط ستون مهرهها/ ١٨ و مقابل قسمت پايين دندهها جاى دارند، و اضافه مىكند كه: هر يك از خاگ و تخمدان، پس از تمام شدن رشد آنها، به پايين رفتن به جاى شناخته شده آنها آغاز مىكند، پس خاگ چندان پايين مىآيد كه در خاگدان (كيسه بيضهها) قرار مىگيرد، و تخمدان سرانجام در درون زهدان در كنار لوله فالوپى مستقر مىشود. [١٢] [٨] حقايق بزرگ، به سبب سنگينى و فخامتى كه دارند، از قلب مىلغزند، و لذا براى دست يافتن به آنها بايد از نردبان حقايق كوچك و جزئى به طرف آنها بالا رويم كه اين حقايق جزئى مفردات و تجليات آنها به شمار مىروند، به همان گونه كه پرتوهاى خورشيد سايههايى از خود خورشيد محسوب مىشوند. قلب هنگامى به جايگاه حقايق بزرگ مىرسد كه بر نردبانى به سوى آنها بالا رود، ولى اگر به نظر كردن تنها بپردازد و بر اين نردبان ساكن بماند، بالا رفتن صورت نمىگيرد، و حجابى در مقابل ديدن كشيده مىشود، و اين خود يكى از مشكلات
[١٢] - تفسير البصائر، ج ٥٤، ص ٣٦٧.