تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٤٧ - شرح آيات
كه پايانى نداشت، شعار (زيرپوش) ايشان ترس بود و دثار (روپوش) ايشان شمشير، در چنين سرزمين خشك فقير مخاطره آميز خدا براى قريش خوراك و امنيت را فراوان ساخت، پس آيا شايسته آن نبود كه به سپاسگزارى و فرمانبردارى او بپردازند؟
«الَّذِي أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ- خدايى كه به ايشان در گرسنگى خوراك داد و آنان را از ترس در امان نگاه داشت.» مردم قريش فراموش كردند كه اين همه به فضل رسالت ابراهيمى بود كه در دعاى آن تجديد كننده بناى مشرف كعبه تجلى پيدا كرد، دعايى كه در آن به خدا گفت: «رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِناً وَ اجْنُبْنِي وَ بَنِيَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنامَ». [٤] ولى آنان در تفسير اين نمود (پديده) منحصر به فرد در جزيرة العرب كه قبيله پيوسته گرفتار با جنگها و بحرانهاى اقتصادى هولناك بود، خطا كردند، و در مواجهه با اسلام كارى كردند كه سرورى ايشان بر جزيره از دستشان خارج شد و پرده دارى و نگاهبانى خانه از كفشان بيرون رفت، و خدا مكه را براى پيامبر بزرگوارش محمد- صلى اللَّه عليه و آله- فتح كرد، و قريش را، پس از آن كه سروران عرب بودند، به صورت بردگان آزاد شده به دست پيامبرش درآورد! به نظر مىرسد كه اين سوره كريمه فرصتى طلايى براى قريش فراهم آورد تا نظرى را كه نسبت به خود داشت اصلاح كند، و ديگر به مال و متاعى كه دارد فخر نكند، و آن را وسيله سركشى و طغيان و گسترش تباهى در زمين و فخر فروشى و تكبر بر مردم قرار ندهد، ولى قريش/ ٣٧٣ نه در زمان نزول آيه از اين فرصت بهره بردارى كردند و نه پس از آن، بلكه درباره پيامبر خدا كيد ورزيدند و به محاربه با رسالت او برخاستند، و چون خدا او را بر ايشان مسلط كرد، به اسلام در آمدند، ولى دلهاشان آكنده از كينههاى جاهليت بود، و پس از آن در زير پرچم امويان گرد آمدند كه به اسلام رشك مىورزيدند، و از آل پيغمبر انتقام گرفتند، و شاعرشان يزيد پسر معاويه
[٤] - ابراهيم/ ٣٥.