تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٤٠
سابق مىتواند به سفرى ابدى ببرد كه بازگشت ندارد، پس غفلت براى چه؟ [١] و در صورتى كه همسرم كه سنى نزديك به سن من داشت، و از هيچ گونه بيمارى قبلى شكايت نمىكرد به اين شكل عجيب از دنيا رفت، پس من چرا نبايد احتمال چنين پيشامدى را براى شخص خودم بدهم؟ و همين امر عزم مرا بر آن جزم كرد كه، پيش از گرفتار مرگ ناگهانى شدن، به اتمام تفسير بپردازم.
در آن تاريخ يك جزء از تفسير را به پايان رسانده بودم، و در آن هنگام كه به نوشتن آغاز كرده بودم، با خود چنان مىانديشيدم كه هر روز چند صفحه از تفسير را بنويسم، بى آن كه نقشهاى براى زمان پايان يافتن آن طرح كرده باشم، و اساسا در آن روز شروع خواب آن نمىديدم كه بتوانم- به سبب اوضاع و احوال زندگيم و مسئوليتهاى متنوع و متعددى كه بر عهده داشتم- اين كار را به پايان برسانم.
در هنگام آغاز كردن تفسير در كويت بودم، و چنان كه در مقدمه جزء اول يادآور شدم، در خانهاى از خانههاى خدا در منطقه بنيد القار براى مدتى استراحت مىكردم، و در آن مىكوشيدم كه در خلال اين مدت از مراجعات عادى روزانه خود را پنهان نگاه دارم و چنان باشد كه بتوانم تنها به نوشتن تفسير بپردازم، و شايد مقدارى ناراحتى براى برادرانم كه از سبب آن آگاه نبودند فراهم آورده بودم، ولى جز اين چارهاى براى پيوسته به كار تفسير پرداختن نداشتم.
خدا را گواه مىگيرم كه ساعاتى كه خود را شاگرد كوچكى در مدرسه بزرگ قرآن مىيافتم، بسيار برايم شوق انگيز بود. در آن مىكوشيدم تا هر آيه يا هر كلمه از آيه و حتى هر حرف در آيات روشن كتاب خدا را به سخنگويى بر انگيزم و آنچه را كه ثبت كردن آن امكان پذير است ثبت كنم ...، در صورتى كه بيشتر آنچه در قرآن است، پايگاهى بلندتر از آن دارد كه بتواند به كتابت در آيد، و آيا كلمات كسى مثل من مىتواند بر پرواز روح و تموج نور و تجلّى جمال الاهى از ميان آيات ذكر حكيم احاطه پيدا كند؟
[١] - رجوع كنيد به حاشيه ص ٤٨٨.