تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٢٩ - شرح آيات
نخست: چون خدا پروردگار من است كه به او پناه مىبرم، پس او شايستهتر به آن است كه بر او توكل و به او اعتماد كنم، مگر نه اين است كه او مرا به صورت نطفه آفريد، و سپس نطفه را علقه كرد، و آن گاه علقه را مضغه ساخت ...
و بدين گونه با آفرينشى پس از آفرينش ديگر مرا از خطرها و زيانهايى كه از شمارش آنها ناتوانم رهايى بخشيد/ ٤٦٧ تا انسانى استوار و تمام عيار شدم، پس او است كه اكنون به او پناه مىبرم تا مرا از خطر گمراهى نجات دهد.
دوم: بدان سبب كه خدا پروردگار كسى يا چيزى است كه از آن به او پناه مىبرم، و بر افعال و اعمال او مستولى است، پس مىتواند شر او را از من دور كند.
[٢] و در آن هنگام كه مردمان به صاحبان نيرو و سلطه پناه مىبرند، بايد بدانيم كه قدرت و سلطه خدا از همه بيشتر و بزرگتر است، و بنا بر اين بايد به او پناه بريم و از او مدد خواهيم.
«مَلِكِ النَّاسِ- پادشاه مردمان،» پادشاه كسى است كه سلطه و استيلا دارد.
[٣] و در آن هنگام كه به مردمان آسيب و زيانى مىرسد، كسى جز او باقى نمىماند كه از وى مدد و يارى خواهند، پس به او پناه مىبرند و او را فرياد رس مىخوانند.
«إِلهِ النَّاسِ- خداوند مردمان،» پس او است كه آدمى را پرورده و بر او فرمان مىراند، و در سختيها به او پناه مىبرند، آيا نبايد به او پناهنده شويم؟
[٤] پناه بردن به خدا براى رهايى از شرّ افكار گمراه كننده و كلمات سست كننده عزيمتها و الهامات منحرف سازنده است
«مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ- از شر شيطان وسوسه كننده و آينده و رونده.» گفتهاند: وسوسه حديث نفس است، و اصل معنى آن آهسته بانگ كردن است، و بانگهاى زيور آلات را «وسواس» و القاءات شيطان را در نفس آدمى