تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٧٥ - شرح آيات
نقع- چنان كه گفتهاند- فرو رفتن در آب يا فرو رفتن آب بوده باشد، و از همين روى آب راكد را نقيع مىگويند، زيرا كه يا آب در زمين فرو مىرود يا شناور در آن فرو مىرود، و گفتهاند كه غبار را از آن جهت نقيع ناميدهاند كه آدمى در آن غوطهور مىشود. درباره مرجع ضمير «به»، بعضى گفتهاند كه به دشمن باز مىگردد كه وجود آن از عاديات مفهوم مىشود، و بعضى ديگر مرجع آن را مكانى گرفتهاند كه نبرد در آن صورت مىگيرد، و آنچه از سياق مفهوم مىشود، به گمان من اين است كه به «ضبحا» باز مىگردد چرا كه نزديكتر است، و چون چيزى به زمان نسبت داده شود معنى شدت را بهتر مىرساند، چنان كه گفته مىشود روز نحس يا روز سعيد، يعنى همه آن نحوست يا سعادت است.
آرى، اسبان گردى بر مىانگيزند كه صبح را غبار آلود مىسازد.
[٥] غارت و هجوم همراه با قهر و غلبه آن است كه ناگهانى صورت پذير شود، و به سرعت به هدفهاى خود برسد، و چنين حمله است كه قلب دشمن را مىشكافد.
«فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعاً- و با آن به قلب دشمن دست پيدا مىكنند.»/ ٢٩١ اين تأويل به ظاهر آيهها نزديكتر است، و تأويل ديگرى نيز هست كه مفسران از آن ياد كرده و گفتهاند كه مقصود از اين آيات رسيدن گروه اسبان يا شتران حاجيان است كه به عرفات و سپس مزدلفه و منى مىرسند، و معنى ايراء و آتش افروختن كه از «الموريات» مفهوم مىشود، افروختن آتش براى پختن خوراك است، و معنى «جمع» مزدلفه، اما معنى «المغيرات صبحا»- بنا بر تفسير- شتران است كه سواران خود را در روز قربانى از منى به جمع مىرسانند، و سنت آن است كه اين حركت تا صبح نشود صورت نگيرد.
چنان مىنمايد كه تأويل كردن اين آيات در حج و مناسك آن منافاتى، تأويل آن در جهاد ندارد، مگر حج جهاد مستضعفان نيست؟ و به مناسك و حركت ايشان شباهت ندارد، به همين سبب روايت سومى از امام امير المؤمنين- عليه السلام- دو تأويل را با يكديگر چنين جمع كرده است