تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٣٤ - شرح آيات
خويش تجديدنظر (بداء) كند، و سقوط را از او دور سازد و به يارى او برخيزد، كه خود گفته است إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ. [١٦] بينش سوم: مردمان چنان تصور مىكنند كه حوادثى بر زيان ايشان در جريان است كه هيچ كارى درباره آنها از ايشان ساخته نيست، همچون مرگ عزيزى يا گرفتار شدن به دردى بىدرمان يا مبتلا شدن به سلطه و قدرت حاكمى ستمگر يا به عقب ماندگى يا به خشكسالى، ولى چنين نيست چه حتى اين ظواهرى كه بيرون از خواست انسان قرار مىگيرد، به فرمان و تقدير و قضاى خدا صورت مىگيرد، و خدا به چيزى حكم نمىكند مگر آن كه حكمت و عدالت او مقتضى آن بوده باشد، و يكى از مقتضيات عدل او آن است كه قضا و تقدير او بر حسب چيزى باشد كه بندگانش كسب كردهاند، مگر خود او نگفته است: «ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ- تباهى در خشكى و دريا بر اثر آنچه دستهاى آدميان كسب كرده است آشكار شد». [١٧] در اين منتهاى بزرگداشت مشيت آدمى است كه خدا تقدير خويش را بر وفق آن قرار داده است، آيا چنين نيست؟
[٥] سلام كلمهاى نورانى است كه قلب را از نورانيت و شادى لبريز مىكند، چه جا براى هر چيز دارد كه نفس به آن متمايل است و روان براى رسيدن به آن تلاش مىكند و عقل خواستار آن است، پس آدمى، در آن هنگامى كه از وجود نقص در اندامهاى بدن خود شاكى است، يا از اوضاع زندگى خويش راضى نيست، يا به خواستهاى روح خود نمىتواند رسيد، ديگر سلامتى و صلح و صفا ندارد، آيا بيمار سلام و سلامت دارد، و آيا مسكين از عافيت برخوردار است، يا حسود در آرامش و امان به سر مىبرد؟ هرگز ... سلام/ ٢٤٩ با افزونى بسيارى از نعمتهاى خدا فراهم مىآيد كه چون به يكى از آنها نيازمند باشيم سلام را از دست دادهايم.
[١٦] - الرعد/ ١١.
[١٧] - الروم/ ٤١.