تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٩٧ - شرح آيات
معنى را نيز مىتواند داشته باشد، و به همين جهت بعضى از مفسران گفتهاند كه زيارت قبور كار مهمى است و آدمى را به ياد مرگ مىاندازد، و او را به زهد ورزيدن در كارهاى دنيا بر مىانگيزد، و از پيامبر اسلام- صلى اللَّه عليه و آله- روايت كردهاند كه گفت: «شما را از ديدار گورها منع مىكردم، پس به زيارت گورها برويد كه سبب زهد در دنيا و ياد كردن از آخرت است». [٧] و اسلام مردمان را به ياد كردن از مرگ بر مىانگيزد، كه بخشى از آن نتيجهاى از ديدار مقابر است، و حتى در حديثى به جا مانده از امام باقر- عليه السلام- آمده است: «ياد كردن از مرگ انسان را در دنيا زاهد مىكند»، [٨] و چون از پيامبر- صلى اللَّه عليه و آله- پرسيدند كه: زيركترين مؤمنان كيست؟ گفت
«آن كه بيشتر به ياد مرگ باشد و آماده ديدار آن». [٩] [٣] و آنچه مانع آدمى از مشغول شدن به فزونى بالى مىشود، ترس او است از اين كه هنگام ديدار گور خود پروردگارش را ملاقات كند و با اعمالى كه كرده است رو به رو شود.
«كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ- چنين نيست! به زودى آگاه خواهيد شد.» و علم از شك مىكاهد، به همان گونه كه بيم دادن از تلهّى و مشغول شدن به دنيا شخص را باز مىدارد، و اين آيه آژيرى از پروردگار عالم است به اين كه چنين فزونى بالى سودى براى آدمى ندارد.
[٤] بدان سبب كه ميل و هوس تكاثر سخت در جان آدمى نفوذ دارد، و در استقرار و ثبات انسان بسيار مؤثر است، و هيچ چيز همچون فخر انسان را هلاك و همچون تكاثر گمراه نمىكند، بار ديگر/ ٣١٧ آژيرى در پى آژير گذشته در قرآن مىآيد
«ثُمَّ كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ- سپس چنين نيست و به زودى خواهيد دانست.»
[٧] - القرطبى، ج ٢٠، ص ١٧٠.
[٨] - بحار الانوار، ج ١٢٦.
[٩] - همان جا.