تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٩٩ - شرح آيات
به زودى خواهى دانست كه با تو چه خواهم كرد، پس او را چنان مىفشارد كه دندههايش از دو طرف به يكديگر مىچسبد». [١١]/ ٣١٨ [٥] اگر انسان بداند كه پرداختن به تكاثر چه بر سر او خواهد آورد، هرگز به اين كار نخواهد پرداخت، بدان سبب كه دانش و معرفت مايه بيم و خشيت خواهد شد، و پروردگار ما گفته است كه: «إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ- بندگان داناى خدا از او مىترسند»، ولى پردههاى شك و غفلت و شهوت بيناييهاى حاصل از علم و يقين را مىپوشاند و آنها را از تأثير مىاندازد.
«كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ- هرگز چنين نيست! ... اگر علم يقينى مىداشتيد.» هنگامى كه نفس آدمى به راهنمايى خدا تسليم شود، ايمان خواهد آورد، و چون از شك و گمان رهايى يابد به يقين خواهد رسيد، و يقين را درجاتى است، و انسان را هيچ چيز برتر و بزرگتر از يقين نيست، و در حديثى به جا مانده از امام باقر- عليه السلام- چنين آمده كه در اين باره گفته است: «آن اسلام است، و ايمان يك درجه برتر از اسلام، و تقوى يك درجه برتر از ايمان، و يقين يك درجه بالاتر از تقوى است، و هيچ چيز كمتر از يقين ميان مردمان تقسيم نشده است»، راوى حديث گويد: از او پرسيدم كه اين يقين چيست؟ گفت: «توكل به خدا و تسليم به خدا و خرسند بودن به قضاى خدا و تفويض همه چيز به او». [١٢] چنان كه مشاهده مىشود، امام بالاترين و شريفترين درجه ايمان را يقين دانسته است، و اين خود دليل بر آن است كه يقين عبارت است از: پاكى دل از پليدى شرك و شك و گمان و ديگر وسوسهها و تحريكهاى شيطان.
در حديثى ديگر يقين به چيره شدن بر ترس از آفريدگان تفسير شده. امام صادق- عليه السلام- گفت: «هيچ چيز نيست مگر اين كه آن را حدى و تعريفى
[١١] - بحار الانوار، ج ٦، ص ٢١٩.
[١٢] - بحار الانوار، ج ٦، ص ٢١٨.