تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤١٢ - شرح آيات
كرد؟ و آشكارترين مصداقهاى نقص تركيب و تأليف است، و افزايش و نقصان، پس چگونه مىتوان انديشه وجود آنها را در آفريدگار تصور كرد؟
امام باقر- عليه السلام- معانى متعددى را از كلمه صمد الهام گرفته و سپس گفته است: «اگر براى علمى كه خداى عز و جل آن را به من بخشنده است حاملانى مىيافتم، توحيد و اسلام و ايمان و دين و شرايع را از طريق لفظ «صمد» در همه جا گسترش مىدادم». [١٠]/ ٤٤٧ گفتار خود را درباره «صمد» با روايت شريفى از امام على- عليه السلام- به پايان مىرسانيم كه بسيارى از معانى صمد در آن آمده است
«تأويل صمد: نه اسم است و نه جسم، و نه مثل است و نه شبيه، و نه صورت است و نه تمثال، نه حد است و نه حدود، و نه موضع است و نه مكان، و نه چگونه و نه كجا، و نه اين جا و نه آن جا، و نه ملأ و نه خلأ، و نه ايستادن و نه نشستن، و نه سكون و نه حركت، و نه تاريك و نه روشن، و نه روحانى و نه نفسانى، و نه از آن جايى تهى است و نه هيچ جا گنجايش آن را دارد، و نه رنگى دارد و نه بر خاطرى مىگذرد، و نه بويى، همه اين چيزها از او سلب مىشود». [١١] [٣] هنگامى كه از محال بودن تركيب در آفريننده آسمانها و زمين آگاه شديم، و دانستيم كه امكان تولد چيزى از او وجود ندارد، و چگونه ممكن است جزئى از او جدا شود در صورتى كه او صمد است و تصور تأليف و تركيب و اندامها و پارهها در او نمىرود؟! چون دانستيم كه فرزند از او به وجود نمىآيد، اين را نيز مىدانيم كه خود تولد پيدا نكرده است، مگر آن كه فرزند مىآورد چيزى از او كم نمىشود و نيازمند به تكميل خود با افزوده شدن پارهاى به آن نيست، و پروردگار ما كه بىنياز از افزايش است چگونه ممكن است با تولد از ديگرى افزايش پيدا كند؟
[١٠] - همان جا، ص ٢٢٥.
[١١] - همان جا، ص ٢٣٠.