تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٩٤ - شرح آيات
نگاه داشته است». [٢] چنان مىنمايد كه انگيزه نفسانى براى تكاثر و نازيدن و باليدن به اموال و اولاد عاملى است كه آنان را به خود مشغول داشته است، خواه از لحاظ تلاشى باشد كه براى دست يافتن به آنها صورت گرفته است، يا براى مباهات كردن به آنها بوده باشد، چه هر دو مشمول عموميت لفظ مىشود و به يك نتيجه مىرسد.
اما در شأن نزول آيه ميان مفسران اختلاف فراوان وجود دارد، و اين خود دليل بر آن است كه مراد پيشينيان از شأن نزول منطبق كردن سوره بر چيزى بوده است كه خود مىگفتهاند، و اين دليل بر آن نيست كه حقا درباره آنها نازل شده است، و به همين جهت بعضى گفتهاند كه: درباره جهودان نازل شده است كه بعضى از قبايل ايشان بر بعضى ديگر تفاخر مىنمودهاند، و بعضى ديگر گفتهاند كه: درباره دو قبيله از انصار بوده است، و ابن عباس گفت: درباره دو طايفه/ ٣١٤ از قريش يعنى بنو عبد مناف و بنو سهم است كه به داشتن اشراف و بزرگان در اسلام با يكديگر به تفاخر و تكاثر مىپرداختند، و هر طايفه از ايشان مىگفت كه بزرگان ما بيشتر و عزت ايشان فزونتر است، و از اين لحاظ سهم عبد مناف بيشتر بود، و سپس بنو سهم به فزونى شماره مردگانش مىنازيدند و آن گاه «الهيكم التكاثر» از لحاظ زندگان نازل شد، و خدا مىگويد كه راضى نشديد تا آن گاه كه «زرتم المقابر» يعنى به ديدار گورها رفتيد و به مردگان بر يكديگر فخر فروشى كرديد.
آرى، هنوز هم مردمان به بزرگان از دنيا رفته خود فخر مىكنند، و با كسانى كه خاك شدهاند به تكاثر نسبت به يكديگر مىپردازند، و چنان مىپندارند كه از مردگان كارى براى اصلاح دين و دنياى ايشان ساخته است. و امام امير المؤمنين- عليه السلام- پس از خواندن اين آيات چنين گفت: «وه! كه چه مقصد بسيار دور و زيارت كنندگان بىخبر- و در خواب غرور- و چه كارى دشوار و مرگبار.
پنداشتند كه جاى مردگان تهى است، حالى كه سخت مايه عبرتند- ليكن
[٢] - همان منبع، ص ٦٦٢.