تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٥٠
كه ميان دو علم فقه و تفسير پيدا شده از ميان برود. مگر كتاب پروردگار ما نسبت به فقه همان مقامى را ندارد كه قانون اساسى نسبت به قوانين و لوايح ديگر دارد؟
/ ٤٨٧ ج: چگونه مردمان را به دين دعوت كنيم؟ چگونه ايشان را از بد عاقبتى كفر و فسوق و عصيان بيم دهيم؟ چگونه آنان را بر پرهيزگارى و فضيلت پرورش دهيم؟
شك نيست كه بعضى از روشهاى تبليغ بر بعضى ديگر ترجيح دارد، و مبلّغان درباره اين روشها و برنامهها با يكديگر اختلاف نظر دارند، ولى برترين آنها روش قرآن است كه پيامبر بزرگوار و آل بيت او- صلوات اللَّه عليهم- از آن پيروى مىكردند، پس مىبايستى آيات قرآن و تفسير آنها را همچون وسيلهاى براى وعظ و اندرز دادن به كار گيريم، كه بهترين واعظ همان است، و آن كس كه آيات ذكر خدا براى او سودمند نيفتد از هيچ چيز ديگر سود نتواند گرفت.
د: حقيقت امر اين است كه: افكارى كه در اين جا مختصر شده آنها را همچون پيشنهادهايى عرضه داشته و اميدوار بودهام كه در مناسبات ديگر به تفصيل آنها بپردازم، در پى رو كردن من به تفسير پيش از ١٢ سال قبل بوده است. و اكنون نمىدانم كه چه اندازه در اين كار توفيق نصيب من شده است، ولى هنوز معتقدم كه بايستى از قرآن بيشتر مطلب به دست آورم، و از خدا خواستهام كه تا پايان عمر مرا به تفسير آن مشغول دارد، و اين كه موفق مىشوم يا اين كه دشواريهاى زندگى سدّ راه مىشود، امرى است كه از آن آگاهى ندارم. به هر صورت اميدم به خدا است، و به توجه تازهاى كه از جانب علما و متفكران نسبت به قرآن پيدا شده، و نيز به برادرانمان در دار الهدى كه ان شاء اللَّه به پيشرفت در راهى كه مىروند ادامه دهند.
و آخرين سخن
از خدا سپاسگزارم كه مرا به كتابش راهنمايى كرد و اينك به حقايق به صورتى روشنتر نگاه مىكنم، و بر پيامبرش محمد و آل او درود مىفرستم، مخصوصا امام على بن موسى الرضا كه در كنار ضريح او از خدا خواستار اتمام تفسير شدم.
از برادرانم كه به شكلى يا شكل ديگر در اتمام اين تفسير سهيم بودهاند، و