تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٧٢ - شرح آيات
و شايسته است كه آدمى از آرايش زندگى به اندازه نيازمندى خود بهرهمند شود، كه از رسول اللَّه- صلى اللَّه عليه و آله- روايت شده است كه گفت: «خداى زيبا است و زيبايى را دوست دارد، و دوست دارد كه اثر نعمت را بر بندهاش ببيند». [٢٥]/ ١٨٠ سوم: سپاسگزارى از صاحب نعمتى كه بر او انعام كرده است، و انفاق كردن آن بر ديگران، و در حديث مأثور از رسول اللَّه- صلى اللَّه عليه و آله- آمده است كه: «هر كس از او اندك سپاسگزارى نكند، از افزون آن هم چنين نخواهد كرد، و هر كه سپاس مردمان را نگزارد سپاس خدا را نيز نگزارده است، و سخن گفتن از نعمت سپاس و شكر است، و ترك آن كفر، و جماعت رحمت است و جدايى و تفرقه عذاب». [٢٦] ياد رسول اللَّه- صلى اللَّه عليه و آله- على رغم مخالفان با او جاودانه ماند، و از معاويه روايت شده است كه چون بانگ مؤذن را به اشهد ان لا اله الا اللَّه و ان محمدا رسول اللَّه شنيد، نتوانست خود را نگاه دارد و گفت: «اى پسر عبد اللَّه! همت بلند داشتى، و جز به آن خرسند نشدى كه نامت قرين با نام پروردگار جهانيان باشد». [٢٧] مطرّف بن مغيرة روايت كرد كه: همراه با پدرم بر معاويه وارد شدم، پس پدرم نزد او مىرفت و با او به سخن گفتن مىپرداخت و سپس به نزد من مىآمد و از معاويه و عقل او برايم حكايت مىكرد، و از آنچه از او مىديد دچار شگفتى مىشد.
شبى هنگام بازگشت از نزد معاويه خشمگين بود و از شام خوردن خودارى كرد، ساعتى منتظر سخن گفتن او ماندم و چنان خيال كردم كه ميان من و او چيزى گذشته و از من دلگير است، پس به او گفتم: تو را چه مىشود كه امشب اندوهناكى؟ گفت: پسرم! از نزد پليدترين مردم نزد تو آمدم. گفتم: داستان
[٢٥] - القرطبى، ج ٢٠، ص ١٠٢.
[٢٦] - همان جا.
[٢٧] - حياة الامام الحسين، باقر شريف القرشى، ج ٢، ص ١٥١.