تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٣٤ - داستان اصحاب فيل
در آورد.» گفتند: خدا آنان را همچون برگهايى در آورد كه چارپايان خورده و پس از آن همچون سرگين از بدن خود خارج كرده باشند. و بعضى ديگر گفتهاند كه عصف مأكول برگى است كه مغز آن خورده و پوست آن بر جاى مانده باشد.
داستان اصحاب فيل
مردم قريش به قصه اصحاب فيل توجه فراوان پيدا كردند، و اين واقعه را سبب تسلط پيدا كردن بر ساكنان جزيره قرار دادند، و به همين سبب آن را آغاز تاريخ خود ساختند و چون، بنا بر مشهورترين روايت، ولادت پيامبر اسلام- صلى اللَّه عليه و آله- در همين سال بود، به آن رنگ دينى دادند و از تفاصيلى در اين باره ياد كردند كه ميان آنها اختلاف فراوان وجود دارد، و ما از آنها در اين جا ياد مىكنيم: در مجمع البيان چنين آمده است
راويان در اين باره اجماع دارند كه پادشاه يمنى كه قصد ويران كردن كعبه داشت، ابرهة بن الصّباح الأشرم بود، و به قولى كنيه أبو يكسوم داشت، ابرهه كعبهاى در يمن بنا كرد و قبههايى از طلا براى آن فراهم آورد، و مردم كشور خود را به حج گذاشتن بر آن خانه فرمان داد تا مقامى چون بيت الحرام پيدا كند، و ديگر اين كه مردى از بنى كنانة به راه افتاد و چون به يمن رسيد، در آن خانه نشست و قضاى حاجت كرد، و سپس ابرهه بر آن گذشت و از آنچه شده بود آگاه شد و گفت: چه كس جرأت بر اين جسارت كرده است؟ سوگند به نصرانيت خودم كه آن خانه را ويران خواهم كرد تا ديگر هيچ كس به حج آن نرود، و فيل را فرا خواند، و/ ٣٦٠ همراه پيروان خود از اهل يمن به قصد خراب كردن كعبه به راه افتاد، و بيشتر پيروان او از قبايل عكّ و أشعرون و خثعم بودند، و چون مقدارى از راه را پيمود، مردى از بنى سليم را به خواندن مردمان براى حج خانهاى كه خود بنا كرده بود روانه ساخت، و مردى از بنى كنانة كه با اين مرد رو به رو شد او را كشت، و همين امر كينه ابرهه را شديدتر ساخت و راهنمايى از اهل طائف براى خود برگزيد، و مردى از