تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٤٢
شريفتتر زندگى كند، و شايد اوضاع و احوال سياسى براى اغلب مفسران و بسته بودن محيط اجتماعى آنان مانع آن بوده است كه به اين كار بپردازند.
در آن كوشيدم تا اين جاى خالى را تا حدى در خلال تفسير و سخنرانىها پر كنم و در آن به بحث بپردازم.
/ ٤٨٠ دوم: وجود فاصله و گودالى ميان تفسيرها و احاديث مأثور از پيامبر و اهل بيت- عليهم السلام- مگر آن جا كه مستقيما به تفسير آيه كريمه مربوط مىشود، با علم به اين كه همه احاديث پيامبر و اهل بيت در واقع تفسيرى از قرآن است، و بنا بر اين چيزى جز انعكاس نور وحى بر قلبهاى ايشان نيست، و به همين سبب لازم است برنامه تازهاى براى تفسير از طريق اين مجموعه بزرگ روايات شريفه طرحريزى كنيم، ولى چگونه؟
از طريق حذف كردن قيد لفظ و معطوف داشتن توجه به معانى، پس هنگامى كه از آيه كريمه حقيقتى را الهام گرفتيم، در نصوص به دنبال تبصرههاى توضيحى براى آن به جستجو بر مىخيزيم و آنها را در تفسير اين آيه براى تكامل معنى ثبت مىكنيم ... مثلا، هنگامى كه درباره آيهاى بحث مىكنيم كه بصيرتى به ما درباره علم و علما مىدهد، در توضيح و تفسير آن نصهايى را كه در پيرامون علم آمده، با صرف نظر كردن از اين كه مربوط به اين آيه باشد يا نه، ثبت مىكنيم، بدان سبب كه آن نيز تفسيرى از آيه است، خواه در آن ذكر شده باشد يا نه ...
دعاهاى به جا ماندهاى كه به حق گنجينههاى معارف اسلامى است، و در نتيجه درخششهايى از نور وحى است، بر زبان بزرگان عرفاى مبارك يعنى پيامبر و اهل بيت او- عليهم السلام- جارى شده است. آيا شايسته نيست كه از آنها در تفسير آيات معرفتى كه نيمى از قرآن يا بيش از آن است بهره بردارى كنيم؟
همه اينها من و برادران را به تأسيس «دار الهدى» برانگيخت كه هدف آن تأليف تفسير گستردهاى متكى بر احاديث مأثور بر طبق برنامه ياد شده (اهتمام و توجه به معانى) باشد، و نامى كه اگر اين تفسير بيرون آيد براى آن مىپسندم «من بينات القرآن» است كه تفصيلى براى اين تفسير «من هدى القرآن» به شمار