تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٧٨ - شرح آيات
سبب كه دايم چنان احساس مىكند كه حق او بيش از آن است كه به او داده شده، و به همين سبب با انفاق به سپاسگزارى نعمتهاى خدا بر نمىخيزد، و در حديث به جا مانده از رسول اللَّه- صلى اللَّه عليه و آله- آمده است
«كنود كسى است كه تنها مىخورد، و از بخشش آن جلوگيرى مىكند، و بنده خود را مىزند». [٣] [٧] و كفران و جحود و بخل و ديگر صفات بدى كه كلمه كنود همه آنها را در خود جمع دارد، حقايقى است كه انسان به وجود آنها در خودش معترف است، پس مسئوليت رهايى نفس از آنها بر عهده خود شخص است، و نمىتواند با تشبث به نادان بودن خود را از مسئوليت برهاند
«وَ إِنَّهُ عَلى ذلِكَ لَشَهِيدٌ- و او خود بر اين گواه است.» چنان كه در جاى ديگر خداوند متعال گفته است بَلِ الْإِنْسانُ عَلى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ* وَ لَوْ أَلْقى مَعاذِيرَهُ. [٤] و بعضى گفتهاند كه معنى آيه چنين است: هر آينه خدا بر اين گواه و بينا است، چون سياق از انسان سخن مىگويد، شايستهتر بازگشت ضمير به خدا است.
[٨] ولى چرا آدمى از كنودت و بخل نفس خود خلاص نمىشود؟ بدان سبب كه بسيار دوستدار خير و مال است، و از شدت اين دوستى مىبينيم كه نسبت به آن بخل مىورزد و با انفاق كردن آن در راه خدا به سپاسگزارى نمىپردازد.
/ ٢٩٤ «وَ إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ- و او سخت خير يعنى مال بسيار را دوست مىدارد.» دوستى مال به ذات خود فضيلت است، ولى اگر اين دوستى از آدمى شديد شود، به صورت يك رذيلت در مىآيد، چه بر دوستى خدا و رسولش طغيان مىكند و آدمى اين خير (مال) را بر آخرت كه خير حقيقى است ترجيح مىنهد.
ولى اين خيرى كه مرگ در هر لحظه آن را تهديد مىكند، چگونه مىتواند
[٣] - القرطبى، ج ٢٠، ص ١٦٠.
[٤] - قيامت/ ١٤ و ١٥.