تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢١١ - شرح آيات
«كَلَّا- هرگز.» انسان بنا بر طبع خود گنجايش دريافت اين حقيقت را ندارد كه علم از جانب خدا است و بر او لازم است كه با داشتن علم سر به طغيان بلند نكند، يا اين كه مال از آن پروردگارت و مىبايستى در آن چنان تصرف كند كه صاحب مال دستور داده است.
«إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى- هر آينه آدمى طغيان مىكند.» [٧] چه وقت طغيان مىكند؟ آن گاه كه احساس ثروتمندى بر او عارض مىشود.
«أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى- از اين كه خود را بىنياز مىبيند.» يعنى مىبيند كه نفس او مستغنى شده است، در زبان عربى دو ضمير متصل به يك مرجع باز نمىگردد، پس گفته نمىشود: ضربه، نظرتنى، بلكه مىگويند: ضرب نفسه و نظرت نفسى، مگر در افعال قلوب كه متعدى به دو مفعول مىشود مثل حسب، كه مىگويند: (حسبتنى) و خداى تعالى گفت: «أ رأيتك» كه رأى در اين جا به معنى نگاه كردن به چشم نيست كه/ ٢٢٤ يك عمل اندامى است، بلكه به معنى نگاه كردن با قلب است.
سياق آيه ما را به آن هدايت مىكند كه يك خطاى علمى از انسان سر مىزند و چنان گمان مىكند كه بىنياز شده است، و در اين مورد دو احتمال وجود دارد
اول: آن كه خود را به آن اندازه علمى كه به دست آورده، بىنياز شمارد و در گروه علماى بد قرار گيرد كه خدا درباره ايشان گفته است: «لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَفْرَحُونَ بِما أَتَوْا وَ يُحِبُّونَ أَنْ يُحْمَدُوا بِما لَمْ يَفْعَلُوا، فَلا تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفازَةٍ مِنَ الْعَذابِ ...- پس گمان مبر در حق كسانى كه به آنچه كردهاند شادى مىكنند و چنان دوست دارند كه براى كار نكرده مورد ستايش قرار گيرند، كه از عذاب برهند». [٨] و اين
[٨] - آل عمران/ ١٨٨.