تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٤٦ - شرح آيات
/ ١٥٣ [١١] از تنگى نفس بشر و محدوديت افق او شادمان شدن به چيزى است كه به او داده شده، تا آن حد كه با آن از هر چه ندارد خود را بىنياز مىپندارد، و غرور او را فرا مىگيرد، و بىنيازى و كبر او را به طغيان وامىدارد، چنان كه خداوند سبحانه و تعالى گفته است إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى. [٤] از فرط غرور شخص به مالى كه دارد، چنان گمان مىكند كه آن مال براى او معجزهها خواهد كرد، و هر بدى را از جانش دور خواهد ساخت، ولى هيهات! «وَ ما يُغْنِي عَنْهُ مالُهُ إِذا تَرَدَّى- و مال او، در آن هنگام كه به مهلكه افتاد، سودى براى او نخواهد داشت.» يعنى آن گاه كه بر اثر گناهانش به جهنم افتاد، و به قولى آن گاه كه مرد.
در حديثى به جا مانده از امام رضا- عليه السلام- در تفسير اين آيه چنين آمده است: «اين آيه درباره ابى الدّحداح نازل شد، و گفت: مردى در خانه يكى از انصار يك درخت خرما داشت، و آمد و رفت براى سركشى به آن درخت براى آن انصارى مايه ناراحتى بود، و او شكايت نزد رسول اللَّه برد، پس آن مرد را بخواست و گفت نخلت را به من بده و در مقابل آن نخلى در بهشت بگير، و آن مرد امتناع كرد.
داستان را يكى از انصار كه كنيهاش ابو دحداح بود شنيد و او به ديدار صاحب درخت رفت و گفت درخت را در مقابل زمين محصورم به من بفروش و چنين شد.
پس آن مرد نزد رسول اللَّه آمد و گفت: يا رسول اللَّه نخل فلان كس را به بهاى زمين محصورم خريدم، و رسول اللَّه- صلى اللَّه عليه و آله- گفت: عوض آن درخت خرمايى در بهشت است، و سپس خداوند متعال اين آيات را بر پيامبرش نازل كرد وَ ما خَلَقَ الذَّكَرَ وَ الْأُنْثى ... الآيات. [٥] [١٢] چه كس مسئول عمل تو است، تو يا پروردگارت؟ هر يك از ما، بنا بر فطرت و بدون ترديد جواب خواهد داد كه او خود نوع عمل خود را انتخاب كرده و به
[٤] - سورة العلق/ ٦.
[٥] - نور الثقلين/ ج ٥، ص ٥٨٩.