تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٦٦
بِها [٢٠]- از دارائيهايشان صدقه بستان تا آنان را پاك و منزّه سازى.» [١١] هم چنان كه قرآن براى انسان واقعيّت آينده او را در حالى كه آخرين جرعههاى مرگ را مىنوشد مكشوف مىسازد، تأكيد مىكند كه دنيا همان تنها فرصت است و مرگ پايان آن.
«وَ لَنْ يُؤَخِّرَ اللَّهُ نَفْساً إِذا جاءَ أَجَلُها- چون كسى اجلش فرا رسد، خدا هرگز مرگ او را به تأخير نمىافكند.» اين حقيقتى است قاطع كه اگر بشر بدان بينديشد بيگمان به حق هدايت مىشود و به اوامر خدا گردن مىنهد، و ناپذيرفتن آرزوهاى انسان در تأخير اجل از طرف خداوند مبتنى بر حكمتى مهم است، زيرا اگر اين آرزو پذيرفته مىشد مردم كوشش را به آرزومندى و كردار امروز را به واگذارى به فردا تبديل مىكردند. و چگونه خداوند آرزوى تأخير اجل را بپذيرد در حالى كه مىداند كه اگر عمر آنان را بازگرداند به همان كارهايى خواهند پرداخت كه مىكردند؟!/ ٤٢٩ «وَ اللَّهُ خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ- و خدا به كارهايى كه مىكنيد آگاه است.» پس با فرض اين كه خداوند اجل كسى را به تأخير افكند، مىداند كه او همان كارى را خواهد كرد كه پيش از فرا رسيدن مرگش مىكرده است.
در پايان اين سوره داستانى تاريخى را كه مفسّران در تفسير اين سوره و سبب نزول آن نقل كردهاند مىآوريم، صاحب المجمع گويد
اين آيات درباره عبد اللّه بن ابى منافق و ياران او نازل شد، بدين معنى كه به پيامبر خدا (صلّى اللَّه عليه و آله) خبر رسيد كه بنى مصطلق براى جنگ با او گرد آمدهاند، و فرمانده آنان حرث بن ابى ضرار، پدر جويريه همسر پيامبر (صلّى اللَّه عليه و آله) بود. چون پيامبر خدا (صلّى اللَّه عليه و آله) اين خبر را شنيد به سوى آنان رفت تا آنها را بر سر آبى از آبهايشان كه بدان مريسيع مىگفتند و از ناحيه قديد تا ساحل است دريافت، پس مردم پيشروى كردند و جنگيدند، و خداوند بنى مصطلق را
[٢٠] - التوبة/ ١٠٣.