تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٥٩ - شرح آيات
رحمت بيابد. و دلش بدو مىگويد كه خداى تعالى بزرگتر از آن است كه به اين عادات جنبه شرعى و قانونمندى دهد و اين همان انگيزهاى است كه اين زن را وادار مىكند بدون نوميدى چندين بار با پيامبر به گفتگو پردازد. و تمام اين ماجرا، آشكار و پنهانش، با جزئيّات و نكتههاى دقيق خود بر خداوند پوشيده نيست.
«وَ اللَّهُ يَسْمَعُ تَحاوُرَكُما- و خدا گفتگوى شما را مىشنود،» او گواهى است ناظر، هيچ مانعى او را باز نمىدارد و هيچ پردهاى حقايق را از او پوشيده نمىدارد. اكنون آن دو در گوشه اتاق ايستادهاند و با يكديگر گفتگو مىكنند، اين زن جدل كننده- به موجب پارهاى نصوص- به پيامبر خدا مىگويد
اى پيامبر خدا! خداوند سنّتهاى جاهليّت را نسخ كرده و برانداخته است، و با وجود اين شوهر من مرا ظهار كرده. پيامبر به وى گفت: در اين باره (نسخ ظهار) چيزى به من وحى نشده است. زن گفت: اى پيامبر خدا! همه چيز به تو وحى شده/ ١٤٠ و اين يك از تو پوشيده مانده است؟ پيامبر گفت: همان است كه به تو گفتم.
اين پيامبر رحمت است، اين مركز عطوفت و سرچشمه شفقت و مهربانى است، اين صاحب اخلاق بزرگ است، ولى خدا مهربانترين مهربانان و بزرگترين عاطفهداران و مشفقان است، پس روا نيست كسى را به خود نزديكتر و مهربانتر از او ببينيم، حتى اگر آن كس شفيع حبيب، محمّد بن عبد اللّه (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) باشد، از اين رو كه او راهى است به سوى خدا، و نزديكترين وسيله به سوى او و نزديكترين شفيعان و واسطههاست.
همانا خداوند گفتگوى آن دو را شنيد، پس چرا ما او را در درونهاى خود به مراقبت نبينيم، و چرا در گفتگوى خود با ژرف كاوان به ژرفا نرويم؟ چرا دشواريهاى خود را با او در ميان نگذاريم؟ آيا او پروردگار ما و بهترين پرورنده ما نيست؟ پس چرا ما بهترين بندگان او نشويم؟! امام حسين (عليه السلام) در دعاى معروف خود گويد
«مرا بجز خود به ديگرى متوكّل مكن. پروردگارا مرا به كه پشتگرم مىكنى؟ به خويشاوندى نزديك كه از من مىگسلد يا به شخصى دور كه با من