تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٤٠ - شرح آيات
نخست: اين نكته از زندگى ابراهيم (عليه السّلام) از حكم عام دائر بر تأسّى و تقليد از او مستثنى است، و روا نيست كه مؤمن در اين مورد آن را پيش روى خود قرار دهد. يكى از مفسّران چنين گفته و بدين دو امر آن را توجيه كرده است
١- خداى سبحان ابراهيم (عليه السّلام) را بدين موضوع اختصاص بخشيده و به سببهايى كه خود مىداند و براى مدّتى محدود، بدان فرمانش داده است، هم چنان كه به پيامبر خود (صلّى اللَّه عليه و آله) اجازه داد كه بيش از چهار زن را همزمان به همسرى گيرد، تا آنجا كه ابراهيم (عليه السّلام) در حدود پيمان متوقف نمىماند بلكه براى آزر آمرزش مىطلبد، و خداوند از زبان او حكايت مىكند: «وَ اغْفِرْ لِأَبِي إِنَّهُ كانَ مِنَ الضَّالِّينَ [٩]- و پدرم را بيامرز كه از گمراهان است.» ٢- يا از آن رو كه قرآن گاه به بازگشتهايى كه در زندگى پيامبران روى داده اشاره مىكند تا پيامبران در نظر گروندگان بديشان و پيروان خود به گونه الاهانى در نيايند، بويژه آن كه سابقه آمرزش طلبى براى فرزند ناشايسته در مورد نوح پيامبر (عليه السّلام) وجود دارد، كه گفت: «رَبِّ إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي وَ إِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ وَ أَنْتَ أَحْكَمُ الْحاكِمِينَ. قالَ يا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ فَلا تَسْئَلْنِ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّي أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجاهِلِينَ [١٠]- اى پروردگار من! پسرم از خاندان من بود و وعده تو حق است و نيرومندترين حكم كنندگان تو هستى. گفت: اى نوح! او از خاندان تو نيست، او عملى است ناصالح. از سر ناآگاهى چيزى از من مخواه. بر حذر مىدارم تو را كه از مردم نادان باشى.» دوم: تفسيرى كه ما آن را اختيار مىكنيم و به نكتهاى اشاره دارد كه بايد از زندگى ابراهيم كه سرمشق قرار مىگيرد، كنار گذاشته شود. قرآن اين نكته را از آن
[٩] - الشعراء/ ٨٦.
[١٠] - هود/ ٤٥ و ٤٦.