تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٣٢ - شرح آيات
از لطايفى كه در اين آيه آمده اين است كه خداى تعالى مىگويد: «فَإِذا قُضِيَتِ الصَّلاةُ- چون نماز گزارده شد،» با بناى فعل مجهول، در حالى كه واجب مىآمد كه مىگفت: «چون نماز گزارديد»، براى پيوند به خطاب مقدّم او به مؤمنان، ولى اين صيغه بويژه حرمتى به وقت نماز مىدهد به گونهاى كه هنگام نماز جمعهاى كه شرايط آن فراهم باشد بر كسى كه در نماز با مسلمانان حضور يافته و يا عمداً حضور نيافته حرام است، و اگر عبارت به صيغه فعل معلوم مىآمد: «چون نماز گزارديد» حكم فقط منحصر به نمازگزاردن مىشد و غير نمازگزاران را در بر نمىگرفت.
[١١] پس از آن كه قرآن موضعگيرى مؤمنان را نسبت به نماز جمعه ترسيم مىكند- كه عبارت است از شتافتن براى ذكر خدا و ترك داد و ستد در وقت آن- روند قرآنى به نقد پديده توجّه و گرايش به امور دنيا و مقدّم داشتن آن بر نماز مىپردازد كه اشاره به وجود ضعف ايمان در اجتماع و كاستى در سطح هماهنگى و همكارى با شعائر و برنامههاى دين دارد.
«وَ إِذا رَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَيْها وَ تَرَكُوكَ قائِماً- و چون تجارتى يا بازيچهاى بينند پراكنده مىشوند و به جانب آن مىروند و تو را هم چنان ايستاده رها مىكنند.»/ ٣٩٧ از بيم آن كه آن تجارت از دست آنها برود يا ديگران در آن سودا بر آنان پيشى گيرند، و اين پديدهاى است حاكى از شكست در برابر افزونطلبى و گرايش بزرگ نفس به دنيا، كه پرده از ضعف در ايمانى برمىدارد كه اسلام آن را و هر چه را مربوط بدان است بر هر چيزى در زندگى فرزندان خود، مقدّم مىخواهد. فقيهان و مفسّران از اين آيه كه پيامبر را پس از گرايش (مردم به سويى ديگر) ايستاده توصيف كرده حكم به مستحبّ بودن ايستادن امام را استفاده كردهاند. و از ابى بصير مروى است كه از او درباره نماز جمعه پرسيدند: امام چگونه خطبه مىخواند؟ گفت
ايستاده خطبه مىخواند، زيرا خداوند به پيامبر مىگويد: «وَ تَرَكُوكَ قائِماً- و تو را