تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٢٠ - شرح آيات
دوم: دوستان راستين خدا اگر از او آرزو كنند كه با مرگ، آنان را به ديدار خود نايل كند به سبب وزن و اعتبار دعايشان در ترازوى خداى عزّ و جلّ، مىميرند.
سوم: آرزو كردن در اينجا مقياسى است از ديدگاه وجدانى، و تنها سخن گفتن از آن نيست (بلكه مراد آن است كه از صميم قلب آرزو كنند)، در حالى كه يهوديان دلهاى خود را از دنيا دوستى و حبّ بقا انباشته بودند چنان كه حتى يك تن از آنان نيز هرگز آرزوى مرگ نمىكرد، و اين به سبب كفر آنان نسبت به آخرت و آگاهى آنان از اين امر بود كه هيچ چيزى در آخرت ندارند، و اين مقياسى است كه به وسيله آن دوستان خدا از ديگران بازشناخته مىشوند، زيرا در تورات نوشته شده است:/ ٣٨٦ «دوستان خدا آرزوى مرگ مىكنند،» [٢٨] و در خبر از ابى عبد اللَّه (عليه السلام) آمده است كه گفت: «مردى نزد ابو ذرّ آمد و گفت: اى ابو ذرّ از چيست كه ما از مرگ اكراه داريم؟ گفت: براى آن كه شما دنيا را آباد و آخرت را خراب كرديد، از اين رو اكراه داريد كه از آبادى به ويرانى منتقل شويد،» [٢٩] امّا دوستان كسانى هستند كه آخرت خود را آباد كردهاند و دوست مىدارند كه بدانجا منتقل شوند، و يهوديان چنين نيستند.
«وَ لا يَتَمَنَّوْنَهُ أَبَداً بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ- و آنان به سبب اعمالى كه پيش از اين مرتكب شدهاند، هرگز آرزوى مرگ نخواهند كرد.» چگونه مرگ را آرزو كنند در حالى كه مرگ پلى است كه انسان را به ديدار خدا و پاداش از جانب او مىرساند و آنان خطاها و گناهان خود را پيشاپيش به آن سرا فرستادهاند؟ كارها و افكار آنان دنيا دوستى و حبّ بقا را در ميان ايشان محكم و مؤكّد ساخته و از سوى ديگر از ديدار خدا و آخرت اكراه دارند چه اگر توانسته باشند مردم را فريفته باشند كه دوستان خدايند و حقيقت خود را پوشانده باشند هرگز نمىتوانند هيچ گاه خدا را بفريبند.
[٢٨] - تفسير القمى، ج ٢، در تفسير همين آيه.
[٢٩] - نور الثقلين، ج ٥، ص ٣٢٤.