تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٣١ - و آخرين سخن
جانب قشرهاى پيوسته به دين تحريف شده پشتيبانى مىشد. در برابر تمام اين شرايط بر آنان واجب بود كه از يك سو راه و روش خود را حفظ كنند و به پيروى از گردنكشان نپردازند و به دين تحريف شده تسليم نشوند و از سوى ديگر واجب بود كه خود را حفظ كنند تا در برابر آن امواج از ميان نروند. از اين رو رهبانيّت را برگزيدند، يعنى استوار كردن رابطه خود با خدا و كنارهگيرى از جامعه گمراه. اين بود طرح ايشان كه در اجراى آن راهى/ ١١٣ به سوى هدفهاى خود مىديدند، و همان پيوستگى به انجيل، و پيروى از عيسى و نگهبانى از خود و حيثيت خود بود كه در درون واقعيّت جديد نيست و نابود نشوند، و قرآن آن را در كلمهاى خلاصه كرده است كه همان خشنودى خداست.
«وَ رَهْبانِيَّةً ابْتَدَعُوها ما كَتَبْناها عَلَيْهِمْ إِلَّا ابْتِغاءَ رِضْوانِ اللَّهِ- و رهبانيّتى كه بدعت نهادهاند، ما بر آنان مقرر نكرديم، امّا خود خشنودى خدا مىجستند،» معنى اين بخش از آيه چيست؟ آيا رهبانيّت را خداوند بر آنان نوشته و مقرر كرده است، پس در اين صورت معنى كلمه «ابتدعوها: ايشان آن را بدعت نهادند» چيست؟ و آيا آنان خود آن را به وجود آوردند، پس در اين صورت گفته خداوند چيست كه «ما كَتَبْناها عَلَيْهِمْ إِلَّا ابْتِغاءَ رِضْوانِ اللَّهِ- ما بر آنان مقرر نكرديم، امّا خشنودى خدا مىجستند؟» آنچه به نظر مىرسد اين است كه: لفظ رهبانيّت معطوف است بدين گفته خداى سبحان: «وَ جَعَلْنا فِي قُلُوبِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَ رَحْمَةً- و در دل پيروانش مهربانى و رحمت [و رهبانيّت] نهاديم» زيرا خداوند از طريق انجيل و روش مسيح، عيسى بن مريم (ع) سه نور در دلهاى ايشان نهاده: نور مهربانى و نور رحمت و نور بيم از خدا و رهبانيّت، ولى آنان اين رهبانيّت را بدعت نهادند و در آن تغيير به وجود آوردند، هم چنان كه زهد اساساً فضيلتى است كه اسلام مسلمانان را بدان فراخوانده امّا گروهى از مسلمانان بدعت نهادند و براى آن وسايلى ناشايست قرار دادند كه امامان مسلمانان را به بيزارى از ايشان وادار كرده است.