تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٠٧ - شرح آيات
حالى كه خداى عزّ و جلّ گفت: «هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ ... وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ- اوست خدايى كه به ميان مردمى بىكتاب (يا بيسواد) پيامبر برانگيخت ... تا آياتش را بر آنها بخواند ... و كتاب و حكمتشان بياموزد» پس وى كتاب و حكمت به مردم مىآموخت، آن گاه خود خواندن و نوشتن نيكو نمىدانست؟،» پس پرسيدند: براى چه پيامبر امّى ناميده شده؟ گفت «به مكّه (امّ القرى) منسوب شده است، و آن گفته خداى عزّ و جلّ است: «وَ لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى وَ مَنْ حَوْلَها [١٢]- تا با آن مردم مكّه (امّ القرى) و هر كه را اطراف آن است بيم دهى،» پس امّ القرى مكّه است و از اين رو امّى گفتهاند.» [١٣] در حديث منقول از امام صادق (عليه السّلام) آمده است: ناميدن اعراب (جاهلى) به امّيين، به سبب محروم بودن آنان از كتاب الهى بود، و بنا بر اين نسبت دادن پيامبر بدان (وصف امّى) به سبب وابستگى او بدان قوم (امّيّين) از لحاظ جغرافيايى و نسبى بود، نه از اين رو كه بر شخص او كتاب (قرآن) نازل نشده بود، به تحقيق بهترين كتابها بر او نازل شده، پس چگونه بدين مفهوم امّى (و بىكتاب) مىشود؟! اكنون سؤال اين است: برنامه پيامبر در اصلاح و پيش بردن انسان به سوى تمدن و هدايت چيست؟
١- هدايت انسان به سوى خداى عزّ و جلّ، با انتشار آيات او در ميان آنان و بيان آنها به ايشان، آيهاى پس از آيهاى ديگر، كه اقتضا مىكند و مىتواند نيروهاى خير نهفته و موجود در درون نفس بشريت را منفجر و آزاد كند، و از مهمترين آنها/ ٣٧٥ برانگيختن و تحريض خرد در جستجوى راه است، زيرا آيات نشانهها و علايم راه را روشن مىكنند، و اين اساس هدايت و راهنمايى است، ولى نياز به تكميل دارد، به نحوى كه انسان را بدانچه پيامبران (عليهم السلام) بر پا داشتهاند، يادآور شود. بدين سان ما به اين حقيقت رهنمايى مىشويم كه نخستين چيزى كه بر جنبشهاى مكتبى اقدام بدان واجب است همان انتشار فرهنگ درست در ميان مردم است تا به اصلاح
[١٢] - الانعام/ ٩٢.
[١٣] - نور الثقلين، ج ٥، ص ٣٢٢.