تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٨٥ - اولا حقيقت دنيا چيست؟
ماترياليستها) گويند دنيا بر حسب تصادف و خود بخود به وجود آمده و پس از آن زندگى و مسئوليّتى نيست و اين بيان ناشى از انكار و كفر آنان است نسبت به غيب، و بر اين اساس گويند نيكبخت در دنيا كسى است كه عنان نفس خود را رها كند كه هر چه خواهد از نعمتهاى دنيا لذّت برد و بهرهگيرد، و بيشتر بشريّت بر اين مذهب و راه است، البته اگر موضع عملى در زندگى را مقياس و وسيله سنجش قرار دهيم.
اما رسالتهاى الهى با اين همه تفاوت دارند زيرا زندگى دنيا را مرحله ميان زندگى عالم ذرّ و زندگى آخرت مىشمارند، و در آن عالم كه انسان پاك و پاكيزه بود عهد و پيمانى را بر خود نهاده و قطعى كرده است كه «وَ قَدْ أَخَذَ مِيثاقَكُمْ- خدا از شما پيمان گرفته است» [١٠٢]، داير بر اين كه به پروردگار خود تسليم شود، از اين رو بر انسان واجب است كه آن پاكى را با ايمان به خدا و پذيرفتن و پاسخ دادن به دعوت رسول نگهدارد تا به سوى آخرت به جهش درآيد و به خرسندى و رضوان و بهشتى كه نزد خداست برسد.
انسان هرگز در جهان پايدار نمىماند و مسير حركتش در دنيا متوقف نمىشود بلكه به سفرى دراز به آهنگ رهسپار شده كه او را به قرارگاه ابدى و پايانى خود مىبرد، پس بر او واجب است كه چگونگى نفس خويشتن را با اين توافق دهد و سازگار و در خورد اين كند. پس نبايد اين سفر ناگزير و حتمى را فراموش كند، و با دنيا چنان رفتارى در پيش گير كه گويى جهان سراى جاودان و خانه درنگ و بقاست، و آمادگى خود را براى اين كوچيدن دشوار فرونگذارد، و آن گاه كه ساعت حركتش فرا رسيد و مهلتش سرآمد و مرگش بدو هجوم آورد آماده باشد، و بايستى بدين اندرز امام خود، امير مؤمنان (عليه السلام) گوش فرا داده باشد كه گويد
«همانا دنيا پشت كرده و بدرود گويان است، و آخرت روى آورده و از فراز جاى نگران است. بدانيد كه امروز ورزش است و فردا مسابقه و پرش، و خطّ پايان،
[١٠٢] - همين سوره الحديد/ ٨.