تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٦٣ - شرح آيات
بدين معنى كه مرد از جهت خود مجاز بود كه مزاوجت كند و هيچ مانعى او را از اين كار بازنمىداشت، بر زن ظهار شده واجب بود كه هم چنان بماند و همسر مردى ديگر نشود و در دوزخى زندگى را بسر آرد.
از اين آيه مىتوان دريافت كه ظهار دو مفسده دارد: يكى از آن دو همان است كه قرآن از آن به عنوان «منكر» و كار ناشايست نام برده و ديگرى را «زور» يعنى باطل و دروغ خوانده است كه از لحاظ عملى گناهى است كه خانواده را نابود مىكند، و ستم بر خود و زن و فرزندان اوست، و از لحاظ معنوى افترا بر خدا و باطل شمرده مىشود زيرا قانونگذارى و وضع قاعدهاى بدون حجّت و دليلى از جانب خداست.
[٣] و اكنون: ببينيم ظهار چيست، و راه حلّ كدام است؟
ظهار آن است كه شوهر به زنش مىگويد تو بر من مانند پشت مادرم هستى، و با اين عبارت قصد ظهار مىكند. و اين ظهار واقع نمىشود مگر با فراهم آمدن شروطى كه مهمترين آنها از جانب مظاهر (مرد ظهار كننده) اين است كه بالغ عاقل مختار قاصد باشد، پس از ديوانه و كودك، و مست، و آن كه به شوخى چنين گويد، و آن كه در حال خشم باشد ظهار واقع نمىشود. و اما شروط از نظر زوجه مظاهر (زن ظهار شونده) پاك بودن او از حيض و نفاس است، و نيز بايد در زمان اين پاكيزگى با شوهر همآغوشى نكرده باشد (در طهر غير مواقعه باشد) و نيز ظهار بايد با حضور دو شاهد عادل باشد كه صيغه و عبارت ظهار را بشنوند. [٧] در حديث منقول از حمران، از امام باقر (عليه السلام) چنين آمده است كه گفت: «ظهار بر اثر سوگند، و براى زيان رساندن (اضرار)، و در حال خشم واقع نمىشود، و جز در زمان پاكيزگى زن بدون همآغوشى و نيز گواهى دو گواه مسلمان صورت نمىگيرد»، [٨] و از زراره از آن حضرت (عليه السلام) روايت شده كه در حديثى از حضرتش پرسيد
[٧] - رجوع كنيد به شرايع الاسلام، كتاب الظّهار.
[٨] - وسائل، ج ١٥، ص ٥٠٩.