تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٢٨ - شرح آيات
«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا نُودِيَ لِلصَّلاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلى ذِكْرِ اللَّهِ وَ ذَرُوا الْبَيْعَ- اى كسانى كه ايمان آوردهايد، چون نداى نماز روز جمعه در دهند، به نماز بشتابيد و داد و ستد را رها كنيد.»/ ٣٩٣ پس در اين صورت هر مؤمنى مكلّف است كه اگر مانعى مشروع در پيشگاه خداوند مانع او نشود، به اين فرمان الهى گردن نهد و آن را عملى كند، و وقتى خداوند هر هفته مؤمنان را به نماز جمعه فرا مىخواند بيگمان اين فريضهاى است كه به عنوان مقياس و وسيله سنجش وحدت امّت و آزمون صدق ايمان آن بسته به ميزان هماهنگى و فرمانبردارى از اين تكليف ربّانى حكيم، به كار مىرود و باقى مىماند.
وقتى قرآن مؤمنان را به دويدن و شتافتن- شتافتن روح پيش از كالبد- به سوى فضيلت و ذكر خدا ندا مىزند، ما بايد قبل از هر چيز خود را از زنجيرها و بندهايى كه ما را سنگين كرده و بر زمين مىكشاند، هر چه باشد خواه مادّى يا معنوى، آزاد كنيم، و اين انديشه رابطه ميان دعوت به شتافتن به ذكر خدا و امر به ترك ديگر امور دنيا همچون داد و ستد را هنگام نماز جمعه براى ما تفسير مىكند.
بسيارى از فقيهان مسلمان بر حرام بودن داد و ستد هنگام نماز جمعه فتوى دادهاند، حتى برخى قايل به باطل بودن عقد بيع از اساس در صورت واجب آمدن نماز جمعه با حصول شرايط لازم آن، شدهاند. محقق در شرايع گويد: اگر (هنگام نداى نماز جمعه) فروخت گناه كرده ولى بيع بنا بر اظهر صحيح است. سپس علامه شيخ حسن نجفى درباره اين حكم گويد: اشهر، بلكه مشهور نقلا و تحصيلا همين است. [٤٤] شايد انسان در نخستين نظر كه بدين حكم الهى مىانديشد احساس كند كه اين حكم با مصالح او مخالفت دارد، ولى هنگامى كه آن را از ابعاد گوناگونش بررسى كند و خود به درجهاى والا از آگاهى نسبت به حقايق زندگى رسيده باشد
[٤٤] - الجواهر، ج ١١، ص ٣٠٦.