تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٥٨ - شرح آيات
مرد، و زن مسلمان ديگر راه حلّ مشكل خود و پاسخ هر پرسشى را در قرآن و نزد رهبرى ربّانى مىبيند. و شك نيست كه اين پيوند استوار ميان امّت و كتاب و رهبرى او تمدّن ايمان را به وجود آورده كه همواره در پندها و ارزشهاى خود همانند واقعيتهايش نمونه و الگويى براى بشريّت است.
خوله به پيامبر (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) اصرار ورزيد و چندين بار در جدال به او مراجعه كرد، ولى پيامبر (ص) كسى نبود كه با تأثّر از حال آن زن از پيش خود حكمى صادر كند و پيش از آن كه وحى بر او نازل شود درآوردن بيان قرآنى شتاب ورزد كه اين تأكيد مىكند او براستى مبعوث از جانب خداست و از سر هوى و ميل خود يا از قول عقل بشرى سخن نمىگويد. از خصوصيات و صفات رهبرى مكتبى اين است كه در احكام و موضع گيريها و نظرگاههاى خود از مبدأ رسالت آغاز به حركت مىكند و به جهش درمىآيد، و سكوت عيب نيست، عيب آن است كه/ ١٣٩ انسان بر پايه هوى و نادانى حكم دهد، يا سخنى را به خدا نسبت دهد، اين پيامبر خداست (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) كه با وجود تمام عظمت خود به اين زن پاسخ مىدهد: «و درباره تو چيزى به من امر نكردهاند» تا آن كه گفته خداى تعالى درباره ظهار نازل مىشود.
«قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِي تُجادِلُكَ فِي زَوْجِها- خدا سخن زنى را كه درباره شوهرش با تو به مجادله آمده است، شنيد،» يعنى درباره و در كار شوهر خود، مىخواهد شوهرش بدو رجوع كند.
«وَ تَشْتَكِي إِلَى اللَّهِ- و به خدا شكوه مىكند،» مجادله آن زن و شكايت او نشان از اثر ژرف اين حادثه در روح و جان او دارد، زيرا ظهار در عرف جاهليّت موجوديّت خانواده را براى هميشه نفى مىكند.
براستى كه اين امر تصويرى است از نادانى و گمراهى كه چهره بدبختى انسان در سايه جاهليّت منعكس مىسازد.
آرى، اين امر (ظهار) بستر اين زن ناتوان را از سنگريزه آكنده و او هم چنان درباره كار خود نزد پيامبر خدا مىآيد، شايد نوشدارويى در دين خدا و نزد پيامبر