تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٤٤ - و آخرين سخن
اموال خود را آوردند و با مسلمانان تقسيم كردند، پس خداى تعالى اين آيه را درباره آنان فرو فرستاد: «الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ مِنْ قَبْلِهِ هُمْ بِهِ يُؤْمِنُونَ [١٨٦]- كسانى كه پيش از اين كتاب، كتابشان داده بوديم بدان ايمان مىآورند ...» تا آنجا كه گويد: «... وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ [١٨٧]- و از آنچه روزيشان دادهايم انفاق مىكنند،» و اين نفقه همان بود كه ميان مسلمانان تقسيم كردند، چون از اهل كتاب كسانى كه ايمان نياورده بودند گفته خدا را شنيدند كه: «أُولئِكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْ مَرَّتَيْنِ بِما صَبَرُوا [١٨٨]- اينان به سبب صبرى كه كردهاند دو بار پاداش داده شوند» بر مسلمانان فخر كردند و گفتند: اى گروه مسلمانان، امّا آن كس كه/ ١٢٤ به كتاب شما و كتاب ما ايمان آورده مزدى مانند مزد شما دارد پس برترى شما بر ما چيست؟ آن گاه اين آيه آمد: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ آمِنُوا بِرَسُولِهِ ... [١٨٩]- اى كسانى كه ايمان آوردهايد! از خدا پروا داريد و به پيامبرش ايمان بياوريد تا شما را از رحمت خود دو نصيب دهد ... تا پايان آيه» و بدين ترتيب براى ايشان دو مزد قرار داد و نور و آمرزش آنان را افزود، آن گاه گفت: «لِئَلَّا يَعْلَمَ أَهْلُ الْكِتابِ ... [١٩٠]- تا اهل كتاب بدانند ...» كلبى گفت: ايشان بيست و چهار تن بودند كه از يمن نزد پيامبر خدا (ص) كه در مكّه بود آمدند، و يهود و نصارى نبودند، و دين انبياء داشتند، پس اسلام آوردند. ابو جهل به ايشان گفت: شما بد قومى هستيد كه دين هيئت از قوم شماست. بود پاسخ دادند: «وَ ما لَنا لا نُؤْمِنُ بِاللَّهِ ... [١٩١]- ما چرا به خدا ايمان نياوريم ...؟» پس خداوند براى آنان و مؤمنان اهل كتاب، عبد اللّه بن سلام و ياران
[١٨٦] - القصص/ ٥٢.
[١٨٧] - القصص/ ٥٤.
[١٨٨] - القصص/ ٥٤.
[١٨٩] - الحديد/ ٢٨.
[١٩٠] - الحديد/ ٢٩.
[١٩١] - المائدة/ ٨٤.