تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤١٣ - شرح آيات
پروردگار ما، از ميانشان پيامبرى براى آنها مبعوث گردان تا آيات تو را بر ايشان بخواند و به آنها كتاب و حكمت بياموزد و آنها را پاكيزه سازد و تو پيروزمند و حكيم هستى.» خداوند دعاى ابراهيم را اجابت كرد و پيامبر محمد (صلّى اللَّه عليه و آله) را به سوى آن بيسوادان مبعوث كرد و آنان را به وجود او در سطحى والا قرار داد، تا آنجا كه پيامبر (صلّى اللَّه عليه و آله) درباره برخى از آنان گفت: «دانايان و حكيمانند و در فقه چنانند كه نزديك به پيامبرانند.» [٢١] «وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ- اگر چه پيش از آن در گمراهى آشكار بودند.»/ ٣٨٠ در گمراهى به دورترين فاصله رسيده بودند تا آنجا كه در تمام امور و شؤون خود به عقب ماندگى معروف و موسوم گشتند، از زنده به گور دختران تا كشتن فرزندان، و سر شاخ شدن با هم و كشتن و نابود كردن يكديگر، تا فقر و مسكنت، و اين چنين است كه جنبش مكتبى كه آنان را از اين مغاك ژرف نجات داد جنبشى خارج از روند تاريخى جامعه آنان بود. و اگر اين جنبش تنها يك تكامل طبيعى داخلى مىبود نمىتوانست آنان را بدان قلههاى سرافراز و با چنان سرعتى خيالى برانگيزد و بجهاند.
[٣] از درون تيرگيهاى آن عقب ماندگى دور افتاده و آن گمراهى آشكار آن بانگ خجسته برآمد كه جهانيان را به تولّدى جديد و به انگيخته شدن از درون جاهليت و به زندگى با حضور پويا فراخواند، و امواج فزاينده پيوستگان بدان از اقطار زمين و در طول تاريخ پياپى در رسيد، زيرا تنها دعوتى مكّى براى اعراب و دعوتى قريشى براى قبيله قريش و دعوتى سياسى براى همان عصر و روزگار نبود. بلكه دعوتى بود الهى كه از حدود جغرافيا و نژاد و زمان درگذشت و فراتر رفت ... براستى دعوت پيامبر خداى پروردگار جهانيان از تمام مردم است ...
[٢١] - نور الثقلين، ج ١، ص ٢٨٨.