تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٨٣ - شرح آيات
اينك در روزگار ما بدعتى نو پديد آمده است، سلف صالح را به عنوان شعار و مظهرى براى تأسيس حزب سياسى معيّنى اختيار مىكنيم ... اين جماعت هر دگرگونى در برنامههاى دينى را مردود مىشمارند، زيرا/ ٢٥٤ پيشينيان و اسلاف آن را نديده و نشناخته بودند، و ارزشهاى دينى را با واقعيّت ميراث اسلاف بهم مىآميزند، و آن ميراث را بيشتر از دين مقدّس مىشمرند، و نمىانديشند ميراث كه پيشينيانشان تشكيل دادهاند. كيان فرهنگى و تمدن آفرين يگانهاى نيست، پس چه چيزى را در آن تقديس مىكنند؟ سيرت گذشتگان تا حد زيادى دستخوش تناقض شده (و تكثر و تعدد يافته است)، پس آيا مىتوانند به تمام مذاهب و مدارس فكرى كه آن اسلاف از آن پيروى مىكردهاند، عمل كنند، يا اينان اجتهاد مىكنند كه مذهب واحد و مدرسهاى يگانه را اختيار و انتخاب كنند؟ اينان كارهايى صورت مىدهند كه اين پرسش را برمىانگيزد: اگر براى اينان اجتهاد در اصل مذهب جايز است، پس چرا در فروع آن جايز نيست؟ و اساسا اگر اجتهاد نزد اينان ارزشى دارد چه عاملى مانع اينان از گسترش دامنه آن است؟
اگر دگرگونى در زندگى مادّيشان براى اينان رواست و سوار اتومبيلهاى مرفّه مىشوند و در كاخهاى با شكوه سكونت مىكنند و از تمام دستاوردهاى دانش جديد بهره مىجويند، چرا دگرگونى در فهم دينشان بر حسب پيشرفت علم و گسترش دامنه خرد جايز نيست؟
اگر در تقديس آن ميراث به پارهاى احاديث متشابه استناد مىكنند چرا ايشان را مىبينى كه كتاب پروردگار خود را ترك مىكنند كه بصراحت مىگويد
آينده بهتر از گذشته است و خداوند اين زمين را به بندگان صالح خود به ميراث مىدهد.
مؤلف نامدار محمد سعيد رمضان البوطى [٦١] دلايلى چند آورده است كه
[٦١] - در كتاب خود به نام: السّلفيّة مرحلة زمنية مباركة لا مذهب سياسى كه در سال ١٩٨٨ چاپ شده، اين كتاب اينك در بنياد پژوهشهاى اسلامى در دست ترجمه است كه اميد است همزمان با چاپ اين تفسير در بازار كتاب يافت شود.