تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٣٤ - و آخرين سخن
راوى گويد: پيامبر (ص) گفت: «من به يهودىگرى و نصرانىگرى (يعنى روش تحريف شدهاى كه يهود و نصارى بر آناند) مبعوث نشدهام، بلكه به دين حنيف آسانگير (اسلام) مبعوث شدهام سوگند به آن كه جان محمد در دست اوست بيقين بامدادى يا شامگاهى در راه خدا بودن بهتر است از دنيا و آنچه در آن است، و بيگمان جاى گرفتن يكى از شما در صف اوّل (جهاد) بهتر از شصت سال نماز اوست». [١٧٠] روايتى ديگر از ابن مسعود اين روايت را تأييد مىكند كه گويد: «با پيامبر خدا (ص) دو پشته بر دراز گوش سوار بودم، مرا گفت: «اى پسر امّ عبد! [١٧١] آيا مىدانى بنى اسراييل از كى رهبانيّت را به وجود آوردند؟ گفتم: خدا و پيامبر او داناترند، آن گاه گفت: پس از عيسى (ع) جابرانى بر آنان دست يافتند كه به نافرمانى و معصيت خدا پرداختند، از اين رو اهل ايمان خشمگين شدند و با آنان جنگيدند، امّا مؤمنان سه بار شكست خوردند و جز اندكى از ايشان باقى نماندند، پس گفتند: اگر خود را به آنان نشان دهيم ما را نابود خواهند كرد كسى باقى نمىماند كه مردم را به دين خدا دعوت كند، پس بياييد در زمين پراكنده شويم تا خداوند پيامبرى را كه عيسى (ع) و عدّه آمدن او را به ما داده است بفرستد (مرادشان محمد (ص) بود)، پس در غارهاى كوهها پراكنده شدند و رهبانيّت را به وجود آوردند، برخى از ايشان دين خود را نگهداشتند و برخى كافر شدند.» سپس اين آيه را تلاوت فرمود: «وَ رَهْبانِيَّةً ابْتَدَعُوها ما كَتَبْناها عَلَيْهِمْ- و رهبانيّتى كه بدعت نهادهاند، ما بر آنها مقرّر نكردهايم ... تا پايان آيه.» سپس گفت: «اى پسر أمّ عبد! آيا مىدانى/ ١١٦ رهبانيّت امّت من چيست؟» و خود گفت: «هجرت و جهاد و نماز و روزه و حج و عمره».
در حديثى ديگر آمده است كه حضرتش گفت: «اى ابن مسعود! كسانى كه پيش از شما بودند به هفتاد و دو فرقه مختلف تقسيم شدند، دو فرقه نجات يافتند
[١٧٠] - الجامع لأحكام القرآن.
[١٧١] - نام مادر عبد اللّه بن مسعود، أمّ عبد بنت عبد ود بود و از اين رو به ابن مسعود كنيه ابن امّ عبد نيز دادهاند- م.