تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٤١ - شرح آيات
كه ...» و مىپرسيم چرا خداوند بخصوص در اينجا اراده خود را تثبيت و با لفظ «هو» تأكيد مىكند؟
/ ٢١٧ يكم: زيرا پيروزيها و نتايجى كه مؤمنان به دست مىآورند بيقين به اراده خداست.
دوم: تأكيد قرآن بر اين حقيقت بويژه ضرورتى بسيار دارد و آن ضرورت اين است كه اين آيات از رويداد تبعيد يهوديان سخن مىگويد كه بدون نبردى نظامى صورت گرفت و به دنبال آن احكام توزيع فىء (غنيمت جنگى) آمده، كه پيامبر (صلّى اللَّه عليه و آله) آن را به دستهاى از مردم، بدون ديگران، اختصاص داد، و منافقان درباره آن شبهههايى برانگيختند. پس خاطرنشان كردن اين امر كه آن تبعيد در نتيجه اراده الهى، و بدون نبرد صورت گرفته اين نكته را مىرساند كه همانا خداوند است كه دشمنان را بيرون رانده، و نتايج و بهرههاى مادّى در اين غنيمت در اختيار پيامبر است و او هر گونه بخواهد در مورد آنها عمل و تصرف مىكند و اين همان است كه شبهههاى منافقان را درباره تقسيم غنيمت باطل مىسازد.
سپس نقش و اثر اراده را در پيروزى مسلمانان و بيرون رفتن يهوديان تأكيد مىكند كه چگونه اراده، به رغم شرايط و گمانهاى بر عكس، اين معادله را تغيير داد.
مسلمانان در حالى كه نيروى يهوديان را مىديدند و آن را با تواناييهاى محدود خود، از سويى ديگر مىسنجيدند نمىپنداشتند كه سرانجام آنها بيرون خواهند رفت، يهوديان نيز از سوى خود، در حالى كه مجهّز به سلاح، و برخوردار از كمك دولتمندان در دژها پناه گرفته و حصارى شده بودند، به خاطرشان نمىگذشت كه نيرويى بتواند بر آنان پيروز شود و بيرونشان كند.
«ما ظَنَنْتُمْ أَنْ يَخْرُجُوا- شما نمىپنداشتيد كه آنان بيرون روند.» هم چنان كه غرور كار يهوديان را بدانجا كشاند كه پنداشتند مىتوانند حتّى در برابر قدرت و اراده خدا مقاومت و پايدارى كنند، امّا منافقان و خود يهوديان و كسانى كه به زندگى با مقياسهاى مادّى ظاهرى مىنگريستند و غيب را به حساب نمىآوردند، به پيروزى جبهه خود و شكست مسلمانان يقين قطعى داشتند، و