تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٩٦ - شرح آيات
پريشان و نامربوط به خود اختصاص مىدادند، از اين رو خداوند به مسلمانان فرمود كه پيش از نجوا كردن صدقه بپردازند.
امّا اصلا چرا اين صدقه مقرر شد؟ شايد به دليل حكمتهاى آينده در زير
١- از آنجا كه وقت پيامبر از آن همه امّت است و كسى كه به تنهايى از آن بهره برد بايد مالياتى به نفع جامعه بپردازد، زيرا ترديدى نيست كه پيامبر خود صدقه را به مصرف نمىرساند و صدقه بر او حرام است، بلكه آن را براى رفع محروميّت محرومان و اصلاح امور مسلمانان بكار مىبرد.
/ ١٧٣ ٢- از آنجا كه نجوا كنندگان با پيامبر بيشتر از طبقه توانگران بودند، براى آنكه نيازمندان احساس غبن نكنند، خداوند پرداخت صدقه را بر توانگران به مصلحت نيازمندان مقرر و واجب ساخت.
٣- ضرورت پرداخت صدقه اشارهاى بود به كسانى كه با نجوا كردن در امورى كه سودى نداشت، يا براى فخر فروشى مزاحم پيامبر مىشدند و به ايشان مىفهماند كه اين كار نزد خدا و پيامبر او (ص) پسنديده و طبيعى نيست. و در عمل نيز اين حقيقت را به بسيارى اشخاص مىفهماند، و قرآن توانست اين پديده را در موارد منفى آن چاره كند.
٤- از آنجا كه بعضى اشخاص نجوا كردن با پيامبر را در برابر مسلمانان وسيله فخر فروشى بر آنان قرار مىدادند و به آنها وانمود مىكردند كه داراى شخصيتى مهمّ و مقرّب هستند، و اين امرى بود منفى، حكم صدقه به عنوان علاج و براى پالودن و پاك كردن نفوس از اين خويهاى بد نازل شد.
«ذلِكَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ أَطْهَرُ- اين براى شما بهتر و پاكيزهتر است.» خداوند كه حكيم است (و همه كارش حكمتى دارد) از طبقه نيازمند كه توانايى پرداخت صدقه نداشتند غافل نماند. از اين رو آنان را معذور داشت و به آنان اجازه داد با پيامبر نجوا كنند، و ايشان را مخاطب ساخت و گفت
«فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ- و اگر (براى صدقه) چيزى نيافتيد، همانا خدا آمرزنده و مهربان است.»